تبلیغات
مدیریت فرهنگی - مدیریت هیئت‌های عزاداری الگویی از مدیریت علوی
شالوده و زیر بنای گسترش هر كشور ، فرهنگ است

مدیریت هیئت‌های عزاداری الگویی از مدیریت علوی

چهارشنبه 24 آذر 1389 03:30 ب.ظ

نویسنده : سیدامیرحسین هاشمی
ارسال شده در: تشکیلات و سازماندهی ،

مقاله استاد گرامی جناب آقای محمدعلی فقیه که در سایت خبرگزاری فارس درج شده است :


مدیریت هیئت‌های عزاداری الگویی از مدیریت علوی

 تصور اینكه اجرای موفق این تعداد برنامه، به خصوص برنامه‌های متراكم و همراه با محدودیت‌های فراوان زمانی و مكانی روز عاشورا، چگونه بدون هماهنگی و سازماندهی دقیق و مدیریت و هدایت ماهرانه امكان‌پذیر است، فكر هر انسان اهل تحقیقی را به تأمل وامی‌دارد.



برای دیدن مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .


متن مقاله :

/مدیریت بومی و جنگ نرم/

جنگ نرم (soft war) در مقابل جنگ سخت (Hard war) تعریف می‌شود و در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی، تبلیغاتی، رسانه‌ای و فرهنگی است كه جامعه هدف را نشانه می‌گیرد و بدون درگیری نظامی و خشونت، ‌رقیب را به انفعال و شكست می‌كشاند.

*جایگاه رسانه در جنگ نرم ماننده سلاح‌های هسته‌ای در جنگ سخت است

به عبارت دیگر جنگ نرم در پی از پای درآوردن اندیشه و تفكر جامعه هدف است تا حلقه‌های فكری و فرهنگی آن را سست كند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی ـ اجتماعی حاكم تزلزل و بی‌ثباتی تزریق كند (ماه‌پیشانیان 1387)

معروف‌ترین تعریف از جنگ نرم مربوط به «جوزف نای» پژوهشگر برجسته آمریكایی در حوزه قدرت نرم است. او در سال 1990 میلادی در مجله «سیاست خارجی» شماره 80 قدرت نرم را «توانایی شكل‌دهی ترجیحات دیگران» تعریف كرد.

امروزه، مؤثرترین سلاح در جنگ نرم، سلاح رسانه است كه شاید معادل سلاح‌های هسته‌ای و شیمیایی و ... در جنگ سخت یا بارها و بارها مؤثرتر از این سلاح‌ها باشد. خصوصیت جنگ‌های نوین به خصوص جنگ نرم، نامتقارن بودن یا به عبارت دیگر، جنگ نقطه‌ای است و تفاوت آن با جنگ‌های كلاسیك آن است كه در هر نقطه‌ای ممكن است انسان مورد تهاجم واقع شود و نیازی به حضور در جبهه كلاسیك جنگ نیست و البته برای هر فرد نیز امكان دفاع نامتقارن وجود دارد.

از طریق مهمترین سلاح این جنگ، یعنی رسانه، امكان هدف قرار دادن دشمن حتی در حریم شخصی و مأمن او وجود دارد و البته بر خلاف نظریه معروف مارشال مك‌لوهان جامعه‌شناس كانادائی كه معتقد است «خود رسانه، مهمتر از پیام است» (بیریوكف ـ ترجمه حفاظی 1372)، این محتوا و پیام رسانه است كه تیر خلاص را بر مغز هدف شلیك می‌كند و آن را از پای درمی‌آورد.

*لقب‌گذاری و برچسب زدن جدیدترین شیوه‌جنگ نرم است

شیوه‌ها و تدابیر گوناگونی برای تبلیغات در عرصه‌های مختلف به خصوص عرصه‌های سیاسی و عقیدتی بیان شده است. یكی از این روش‌ها كه تأثیرگذاری آن به اثبات رسیده است، روش «لقب‌گذاری» است.
این روش كه به معنی برچسب منفی به یك اندیشه زدن است، به منظور وادار ساختن مخاطبان به وازدن و محكوم كردن یك اندیشه یا برنامه (بدون ارائه دلیل یا گواه) بكار می‌رود.

این نوع تبلیغ طبیعتاً در تبلیغات تجاری رواج چندانی ندارد؛ چرا كه رقبا از نام بردن محصولات یكدیگر حتی به منظور انگ‌زدن خودداری می‌كنند؛ ولی در تبلیغات سیاسی و اعتقادی، برچسب زدن، متداول و مورد استفاده است. (دادگران 1384)

*تحقیر و تمسخر شاخص‌های ملی یكی از راه‌كارهای ارائه شده در طرح برا‌ندازی نرم جین‌شارپ

تحقیر و تمسخر واژه‌ها، نمادها، شخصیت‌ها و دیگر شاخص‌های هویت ملی ملت‌ها، یكی از مؤثرترین راه‌كارهای تجربه شده توسط نظام سلطه است. به طوری كه در بندهای مختلف «شیوه‌های كنش خشونت پرهیز» 198 ماده‌ای «جین شارپ» برای براندازی نرم حكومت‌های غیرهمسو نیز مورد تأكید واقع شده است.
وقتی با هر روشی فرد از هویت خود جدا شود و نسبت به تعلق به آن بی‌تفاوت شود، قطعه مكمل پازل مورد استفاده قرار می‌گیرد.

قطعه مكمل این پازل، ارائه ارزش‌ها و سبك‌های جایگزین است. مثل بادكنكی كه تا وقتی با ریسمان به زمین متصل باشد، در مقابل وزش نسیم مقاومت می‌كند و از اصل خود جدا نمی‌شود؛ ولی همین كه با وسیله‌ای، ریسمان بریده شود، ‌آن وقت است كه با هر نسیمی به سوئی خواهد رفت و این حكایت انسان بریده از هویت خود است كه براحتی و مكرراً جذب افكار و عقاید مختلف می‌شود.

با این مقدمه، موضوع ترویج معانی تمسخرآمیز برای واژه‌های ارزشمند بومی مثل ملّا (فاضل)، عبدالله (بنده خدا)، غضنفر (شیرخدا) و ... قابل تأمل و رواج اصطلاحاتی همچون، كوچه علی‌چپ (به مفهوم كجراهه)، به امان خدا رها شدن (به مفهوم بی‌پناه ماندن)، هیئتی كار كردن (به مفهوم بی‌برنامه بودن)، پنجاه و هفتی فكر كردن (به مفهوم تفكر منسوخ شده و قدیمی)، بسیجی بی‌ترمز (به مفهوم بدون تدبیر كاركردن) و غیره به طور جدی مورد شك و تردید است؛ به ویژه كه هر یك از این عبارات و واژه‌ها حامل انرژی، پیام و حركت هستند.

در بطن نكات پیش گفته، برای صاحبان فكر و اندیشه، پیام هشیار باش نهفته است تا وظایف تاریخی خود را در قبال حفاظت از ذخائر فرهنگی كشور با دقت بیشتری به انجام رسانند.

*انحلال جهادسازندگی مقدمه‌ای برای فراموش شدن مدیریت

پرواضح است یكی از راه‌های مهم ایمن‌سازی و نشر عناصر فرهنگی،‌ علمی و تئوریزه كردن آنهاست. به خاطر دارم در اواسط دهه 1370 صاحب‌نظری، در جمع محققان مدیریت كشور پیشنهاد كرد، با توجه به اینكه حاصل بیش از یك دهه تجربه موفق مدیریتی در جهاد سازندگی، به عنوان مدل بومی «مدیریت جهادی» قابلیت نظریه‌پردازی و عرضه به جهان را دارد، روی این مسئله كار تحقیقی صورت گیرد، ولی متأسفانه نه تنها این چنین نشد، بلكه اساساً اینگونه مدیریتی پس از ادغام یا به عبارت دقیق‌تر، انحلال جهاد سازندگی به فراموشی سپرده شد.

این مقاله در پی آنست تا یكی دیگر از ذخیره‌های فرهنگی كشور را كه ظرفیت تئوریزه شدن داشته و از قضا دچار همین بلیه تخطئه و تحقیر شده است را معرفی كند.

تجربه تاریخی مدیریت برگزاری هیئت‌های عزاداری حسینی، موضوعی است كه نگارنده از زاویه‌ای متفاوت و البته به طور اجمالی به آن پرداخته و سعی وافر كرده تا اثبات كند بسیاری از مفاهیم تحقیر شده، نه تنها نقطه ضعف محسوب نمی‌شوند، بلكه گاه مزیت نسبی فرهنگی كشور بوده و حرفی نو برای جهان به حساب می‌آیند.

*تا چند قرن پیش، منشأ تولید و صدور علم در جهان بوده‌ایم

باید خود را باور كنیم و بپذیریم كه تا چند قرن پیش، منشأ تولید و صدور علم در جهان بوده‌ایم و بسیاری از بنیان‌های علمی جهان غرب بر پایه‌های مطالعات و تحقیقات دانشمندان شرقی، ایرانی و اسلامی پایه‌گذاری شده است و باید اراده كنیم تا جایگاه خود را بازیابیم.

بررسی‌ها نشان می‌دهد از 5000 سال قبل از میلاد، نظریه‌های گوناگونی همچون «طراحی و برنامه‌ریزی، سازماندهی، كنترل، حفظ سوابق به عنوان ابزار كنترل، ‌تمركززدائی، تخصص‌گرایی، شرح شغل، تدوین صفات مشخصه رهبر اثربخش، مبانی حكومت عدالت‌گستر و ... توسط مصری‌ها، چینی‌ها، ایرانی‌ها و بزرگان اسلامی همچون امام علی (ع)، نظریه‌پردازی و ثبت شده است (رضائیان 1387) كه آخرین آنها تصویب نامه امام علی (ع) به مالك‌اشتر نخعی تحت عنوان منشور حكومت عدالت‌گستر، توسط سازمان ملل متحد در سال 1373است و این در حالی است كه ورود غرب به این عرصه به سال‌های بعد از انقلاب صنعتی یعنی حدود دهه 1750 میلادی برمی‌گردد كه البته به دلیل ثبت تجربیات و تئوریزه‌كردن دستاوردهای علمی خود، امروزه اكثر نظریه‌های قابل ارائه و آموزش، مربوط به غرب است.

هرگاه سخن از اصول علمیِ مدیریتی همچون «برنامه‌ریزی»، «سازماندهی»، «هماهنگی»، «وحدت مدیریت»، «نظم»، «انضباط»، «شایسته‌سالاری»، «روابط انسانی»، «مدیریت سیستمی»، «نظریه اقتضائی» و اخیراً «سازمان یادگیرنده» به میان می‌آید، بلافاصله به یاد صاحب‌نظران غربی از قبیل هنری فایول، ماكس وبر، التون مایو، ابراهام مازلو، پیتر سنگه و غیره می‌افتیم؛ در حالی‌كه با كمی توجه به تاریخچه مدیریت برگزاری هیئت‌های عزاداری شیعیان طی حدود 1000 سال اخیر، به نكات قابل تأمل زیادی در حوزه مدیریت برمی‌خوریم.

*مدیریت هیئت‌های عزاداری با توسل به مشاركت، احترام و اعتماد متقابل

به روابط توجه به فرایند تشكیل هیئت‌ها در ایام محرم و به خصوص روز عاشورا خالی از فایده نیست.‌ برای شكل‌گیری یك هیئت ممكن است یك یا چند بانی، داوطلبانه هزینه‌های اولیه و یا محل برگزاری و یا تجهیزات مورد نیاز را تقبل كنند. این فرد یا افراد به طور طبیعی مورد احترام مردم و عزاداران هستند. شاید در نگاه نخست، انتظار این باشد كه یكی از این افراد در مسند مدیریت هیئت قرار گیرند؛ ولی واقعیت جز این است و عملاً مدیریت هیئت به طور خودكار و در یك فرایند طبیعی به فردی از میان عزاداران (گروه مرجع Reference group) سپرده می‌شود كه ویژگی‌هایی مثل تجربه برگزاری هیئت، مقبولیت عمومی، ارتباط قوی با مردم، جذابیت‌های شخصیتی و نفوذ كلام و ... را دارا باشد.

مدیر منتخب كه در نقش رهبر فكری جامعه هدف (social leadership) ظاهر می‌شود و با استفاده از قدرت ناشی از خصوصیات فردی خود (referent power) و نه قدرت قانونی (ligitimate power)، امور را رهبری می‌كند و با توجه به اینكه اطمینان و اعتماد نسبتاً كاملی بین او و افراد تحت مدیریتش (عزاداران) وجود دارد، رابطه‌ای صمیمانه و محترمانه فی‌مابین حاكم است؛‌ لذا تصمیم‌گیری‌ها برای برگزاری هر چه بهتر مراسم، به صورت كاملاً مشاركتی (participative management) انجام می‌شود.

اینطور نیست كه شخصی كه در جایگاه مدیریت هیئت قرار گرفته است، به صورت فردی تصمیم بگیرد و برای اجرا آن را ابلاغ كند، بلكه برای تصمیم‌های مهم، همه دست‌اندركاران را در گوشه‌ای ازمسجد یا حسینیه جمع می‌كند و موضوع را مطرح و تصمیم نهائی با مشاركت اعضا اتخاذ می‌كند و البته چون تقسیم كار (division of work) مناسبی بین اعضا انجام شده و مسئولیت‌ها و اختیارات (Responsibility and authority) هم متناسب با توانایی افراد مشخص شده است؛ بنابراین امور با تفویض اختیار (Delegation of authority) حداكثری و به صورت غیرمتمركز (uncenteralization) و با هماهنگی مطلوب انجام می‌شود.

*روابط دوستانه و غیررسمی، اثربخشی هیئت‌ها را افزایش می‌دهد

روابط غیررسمی (Unformal communication) و دوستانه حاكم بر فرایند اجرای مراسم، اثربخشی (Effectiveness) آن را افزایش می‌دهد و به اهداف از پیش تعیین شده نزدیك می‌كند. در چنین جوی به افراد آزادی عمل در اعمال خلاقیت‌ها داده می‌شود، به طوری‌كه در اغلب هیئت‌های عزاداری، افراد آزادند در حیطه مسئولیت خود خلاقیت و نوآوری داشته باشند و آن را به راحتی به اجرا بگذارند و در این گونه موارد منتظر تصویب مقامات بالاتر نمی‌مانند خلاقیت در نحوه نواختن طبل و سنج و یا نحوه زنجیر یا سینه‌زنی و یا روش اجرای مداحی و ... نمونه‌ای از آنهاست.

در فرایند مدیریت یك هیئت، همه اعضاء بدون آنكه محدودیت داشته باشند به شیوه‌های نو، برای رفع مشكلات، راه‌حل‌های جدید ارائه می‌دهند. از این فرایند امروزه با اصطلاح سازمان یادگیرنده (Learning orgonization) یاد می‌شود كه از جمله تفكرات جدید مدیریتی محسوب می‌شود. براساس تعریف پیتر سنگه، در این نوع سازمان‌ها كه با محیط متغیر و ناآرام امروز تناسب دارد، همه افراد درگیر شناخت و حل مسائل‌اند. (ریچارد ردونت، ترجمه طاهره فیضی، 1387)

با توجه با اینكه انگیزه عزاداران، درونی و در اوج خود است، احساس مسئولیت و حس خودپائی و خودكنترلی (Auto control) در انجام امور محوله، به صورت فوق‌العاده وجود دارد و این در حالی است كه در عصر حاضر جوامع مختلف می‌كوشند، خودكنترلی را در سازمان‌های خود تحقق بخشند؛ اما تاكنون موفقیتی تام نداشته‌اند (الوانی 1386) برای افراد عضو هیئت مهم نیست كه چه میزان مسئولیت با چه جایگاه سلسله مراتبی به آنها واگذار شده، مهم آن است كه این مسئولیت را برای كسب رضایت خدا و خشنودی روح مقدس حضرت سیدالشهدا(ع) با بالاترین سطح كیفیت انجام دهند.

*در مدیریت هیئتی افراد برای قرار گرفتن در جایگاه بالاتر با هم رقابت نمی‌كنند

در این نوع مدیریت، افراد برای قرار گرفتن در جایگاه سلسله مراتبی بالاتر با هم رقابت نمی‌كنند و برعكس،‌ هر فردی سعی می‌كند داوطلب كارهای سخت‌تر شود تا اجر بیشتری نصیبش شود، ‌به همین دلیل شایسته‌سالاری (suitability system) یكی از ویژگی‌های نمایان و بارز مدیریت هیئتی است. افراد شایسته برای هر پستی، در یك فرایند طبیعی و سالم انتخاب و در مسند امور قرار می‌گیرند و در صورتی كه به اشتباه، فرد ناشایست در جایگاه غیر واقعی قرار گیرد به طور خود كار از مقام خود عزل می‌شود و فرد شایسته‌تر جایگزین می‌شود. فرض كنید فردی كه توانمندی لازم را برای هماهنگ كردن افراد برای سینه‌زنی یا هدایت دسته عزاداری در مسیر حركت دارا نیست، به اشتباه در این جایگاه قرار گرفته باشد، با نخستین خطا در عمل، خیلی زود برای آنكه روند مراسم دچار اختلال نشود فردی كه خود را شایسته‌تر می‌داند، داوطلب شده و جایگزین می‌شود.

نظم از ویژگی‌های مهم دیگر این نوع مدیریت است. نظم (order) برای گردش صحیح كارها یك ضرورت است و معنای آن انتخاب صحیح افراد و قرار دادن آنها در جای مناسب خود و انتخاب درست تجهیزات و استفاده مناسب از آنها است؛ (رضائیان، 1387) در حقیقت این معنا دو قسمت دارد كه قسمت اول آن همان مفهوم شایسته‌سالاری است كه درباره آن قبلاً‌ صحبت كردیم و بخش دوم نیز مربوط به استفاده مناسب از تجهیزات و امكانات است كه با توجه به اینكه تجهیزات هیئت با استفاده از نذورات مردم تهیه می‌شود و به لحاظ اعتقادی، هرگونه سهل‌انگاری در خرید، نگهداری و استفاده از آنها، مستلزم ضمان شرعی و پذیرفته نشدن كل زحمات در نزد خداوند است؛ بنابراین همه دست‌اندركاران با وسواس خاصی به این امر می‌پردازند.

ویژگی بارز دیگری كه در مدیریت هیئت‌ها مشاهده می‌شود، هماهنگی (coordinating) و ساختار آزاد
(free from organization) و منعطف آن است، برنامه‌های یك هیئت عزاداری معمولاً از چند بخش مختلف تشكیل می‌شود.

1. تمهید مقدمات قبل از آغاز ماه محرم 2. برنامه‌های اجرائی هر شب اعم از مراسم و پذیرائی 3. و برنامه خاص روز عاشورا كه به دلیل گستردگی، حضور همزمان دسته‌های عزاداری در مسیرها، ‌محدودیت زمانی (حدود 4 ساعت)، بسته بودن زمان پایان مراسم (وقت نماز)، افزایش ناگهانی عزاداران شركت‌كننده، اجرای نماز جماعت در خیابان‌ها در یك زمان مشخص، پذیرائی از تعداد بسیار زیاد و غیرقابل پیش‌بینی افراد بعد از نماز جماعت و نظافت محیط پس از پایان پذیرایی و مراسم است كه باید به دقت برنامه‌ریزی و هدایت شود.

تصور اینكه اجرای موفق این تعداد برنامه، به خصوص برنامه‌های متراكم و همراه با محدودیت‌های فراوان زمانی و مكانی روز عاشورا، با حضور 70 ـ 60 میلیون نفر (در كشور ما به عنوان نمونه) با فرهنگ‌های گوناگون و در نهایت، پذیرایی این خیل میلیونی با بهترین مواد اولیه (مطابق نیت نذركنندگان) و با محترمانه‌ترین شكل ممكن، چگونه بدون رعایت نظم، انضباط، هماهنگی، سازماندهی دقیق و مدیریت و هدایت ماهرانه امكان‌پذیر است، فكر هر انسان اهل تحقیقی را به تأمل وامی‌دارد.

*مدیریت هیئت‌های عزاداری به عنوان آخرین یافته‌های بشر در حوزه مدیریت مطرح است

نتیجه اینكه در مدیریت هیئت‌های عزاداری در طی قرون گذشته، ویژگی‌هایی وجود داشته است كه بسیاری از آنها امروزه به عنوان آخرین یافته‌های بشر در حوزه مدیریت مطرح است؛ خصوصیاتی همچون قدرت تطبیق با تغییرات محیطی با حفظ اصالت محتوائی، شایسته‌سالاری، تمركززدائی، ساختار منعطف و آزاد،‌ خودكنترلی، سازمان یادگیرنده و ... كه هر یك در كشورهای غربی مایه فخر و مباهات علمی آنهاست.

البته ممكن است برخی شبهه كنند كه در هیئت‌های عزاداری، مردم به صورت داوطلبانه و خودجوش و با نیت معنوی حضور می‌یابند و این روش در سازمان‌های اداری و اقتصادی قابل اجرا نیست؛ كه در پاسخ این شبهه باید گفت تفاوت این دو، به ماهیت سازمان به معنای اقتصادی بودن یا نبودن مربوط نیست بلكه به تفاوت جهان‌بینی و ارزش‌های حاكم بر ساختارهای مدیریتی ربط دارد.

دو جهان‌بینی اومانیستی و توحیدی، دو مدل مدیریتی كاملاً متفاوت تولید می‌كند؛ در جهان‌بینی انسان محور، اصالت با لذت و سود فردی است و برای رسیدن به این هدف اگر لازم باشد، اصول اخلاقی می‌تواند نسبی تلقی شود و یا عدالت می‌تواند قربانی شود و این دیدگاه، سبك خاصی از مدیریت را طلب می‌كند كه در آن هیچ اصل ثابتی به رسمیت شناخته نشود؛ ولی در مدیریت مبتنی بر جهان‌بینی توحیدی، محور، اصول ثابتی مثل عدالت است و هدف مدیران از رسیدن به كرسی قدرت، تأمین منافع مادی و معنوی انسان‌ها و برقراری عدل است نه منافع شخصی. از جمله معیارهای مدیریت مبتنی بر ارزش‌های اسلامی، تلاش (لیس للانسان ماسعی)، علم‌آموزی (اطلب العلم من المهد الی اللحد)، بهره‌وری (كثیرالمعونه قلیل المؤونه) استفاده از همه مواهب و لذات دنیوی در راستای ساختن آخرت (الدنیا مزرعه الاخره) و عدالت از طریق روابط انسانی توزیع عادلانه درآمد، انفاق و دیگر ارزش‌های منطبق با فطرت بشر است.

پس نتیجه می‌گیریم كه سبك‌های مدیریت اسلامی، اعم از سبك «مدیریت علوی» یا مدل تجربه شده «مدیریت جهادی» در جبهه‌ها یا شیوه مدیریت حاكم بر مراسم عزاداری اباعبدالله‌الحسین (ع) همه در یك معنا مشتركند و آن ارزش‌های حاكم بر آن‌هاست و یقیناً سازمان‌های صنعتی و اقتصادی هم با این سبك مدیریتی، بروندادی به مراتب كیفی‌تر از سبك‌های مدیریتی مبتنی بر ارزشهای مادی خواهد داشت.

--------------------------------------------------
یادداشت از محمدعلی فقیه، مدرس دانشگاه

*منابع:
1. ماه‌پیشانیان، مهسا (1388)، امنیت نرم و چهره ژانوسی رسانه‌ها،‌ تهران، ‌فصلنامه علمی ـ ترویجی رسانه، سال بیستم شماره 2
2. ن ـ س ـ بیریولف (1372) ـ تلویزیون و دكترین‌های آن در غرب، ترجمه محمد حفاظی، تهران، ‌انتشارات مركز مطالعات رسانه‌ها ـ ص 154
3. دادگران، سیدمحمد (1384)، افكار عمومی و معیارهای سنجش آن، تهران، انتشارات مروارید، ص 124
4. رضائیان، علی (1387) مبانی سازمان و مدیریت، تهران، انتشارات سمت، ص 36
5. دفت، ریچارد (1387)، عصر جدید مدیریت، ترجمه طاهره فیضی و محمدعلی سرلك، تهران، ‌نشر گستره، ص 85
6. الوانی، مهدی 1386، مدیریت عمومی، تهران، نشر نی، ص 139

*ویژه‌نامه محرم در خبرگزاری فارس/108


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 24 آذر 1389 03:41 ب.ظ