تبلیغات
مدیریت فرهنگی - معرفی و نقد امواج سه گانة تافلر
شالوده و زیر بنای گسترش هر كشور ، فرهنگ است

معرفی و نقد امواج سه گانة تافلر

شنبه 16 بهمن 1389 06:03 ب.ظ

نویسنده : سیدامیرحسین هاشمی
ارسال شده در: تکنولوژی و فرهنگ ،

مقدمه
آلوین تافلر (1) (متولد سوم اکتبر 1928) نویسندة امریکایی کتاب ­های « مدرسه در شهر (2) »  (1968)، « شوک آینده (3) » (1970) ، « مصرف ­کنندگان فرهنگ (4 ) »  (1973)، « آن ­سوی بحران » (انقباض اقتصادی) (5)  (1975)، « موج سوم (6) » (1980)، « پیش ­نمایش­ها و فرضیات (7) »  (1983)، « شرکت انطباق ­پذیر (8) »  (1985)، « جا به­ جایی در قدرت (9) »  (1990)، «جنگ و ضدجنگ (10) »  (1993)، « به سوی تمدن جدید (11) » (1995) و « ثروت انقلابی(12) » (2006) به همراه همسرش «هایدی تافلر (13) » نقش بسار مهمی را در ارائة نظریة مراحل تحول اجتماعات بشری ایفا نموده است.

سوابق حرفه ­ای آلوین تافلر از این قرار است: معاون سردبیر مجلة فورچون و خبرنگار این مجله در واشنگتن، استاد مهمان دانشگاه کورنل، پژوهشگر بنیاد راسل­ سیج و استاد مؤسسة جدید پژوهش اجتماعی. وی به اخذ پنج درجة افتخاری در ادبیات، حقوق و علوم نایل آمده است و علاوه بر کتاب­های فوق، مقالات بیشماری را در نشریات و مجلات علمی و روزنامه ­ها به چاپ رسانده است.
بیشتر کتاب­های تافلر به فارسی ترجمه شده است. در اینجا لازم است از زحمات گرانقدر سرکار خانم شهیندخت خوارزمی که با ترجمه­ های روان و سلیس کتاب­­های تافلر، گامی بزرگ در جهت معرفی افکار و ایده های او برداشته ­اند تشکر و قدردانی کرد.
این مطلب، مختصر نگاهی به ایدة امواج سه ­گانة تافلر است. بیشتر مطالب عیناً از متن کتاب­های تافلر نقل قول شده است (فهرست منابع در آخر مقاله ذکر گردیده است.)

امواج سه ­گانه

تافلر به تبع از نوربرت الیاس[14] و فردریک جکسون ترنر[15] در نوشته­ های خود به تکرار از اصطلاح «موج[16]» استفاده کرده است. از منظر او ایدة موج نه تنها وسیله ­ای است برای سازمان دادن وسیع اطلاعات بسیار پراکنده، بلکه به ما کمک می­کند تا زیر سطح پرخروش تحول را ببینیم. با به کار بردن استعارة موج آنچه گیج­ کننده و مبهم می­نمود، روشن می­شود. تافلر معتقد است که تاکنون نژاد بشر دو موج عظیم تحول را پشت سر گذاشته است که هر کدام به میزان وسیعی فرهنگ­ها و تمدن­های پیشین را محو کرده و شیوه­ هایی از زندگی را که بر پیشینیان غیرقابل تصور بود، جایگزین آن ساخته­ اند.

موج اول تمدن یعنی انقلاب کشاورزی [17]هزاران سال طول کشید تا مأموریت خود را به پایان رساند. موج دوم یعنی پیدایی تمدن صنعتی[18] سیصد سال به طول انجامید. امروز تاریخ حتی شتاب­ آلوده­ تر است و گویی که موج سوم به سرعت بستر تاریخ را طی می­کند و طی چند دهه خود را به کمال خواهد رساند.

قبل از موج اول تحول، بسیاری از افراد بشر در گروه­های کوچک و غالباً مهاجر می­زیستند که از راه جمع­ آوری آذوقه، ماهی­گیری، شکار و گله­ داری ارتزاق می­کردند. در نقطه­ ای از تاریخ، در حدود هشت هزار سال قبل از میلاد، انقلاب کشاورزی آغاز شد و جای خود را در کرة زمین با گسترش روستاها، اسکان جمعیت­ها و ایجاد زمین­های زراعتی و شیوة جدید زندگی باز کرد.
موج اول تحول تا پایان قرن هفدهم (1750- 1650) هنوز فرو ننشسته بود که انقلاب صنعتی همة اروپا را در برگرفت و دومین موج بزرگ تحول جهانی را به راه انداخت. این فراگرد جدید، یعنی صنعتی شدن، با سرعت بیشتری کشورها و قاره­ ها را فرا گرفت، تا اینکه آن نیز به اوج خود رسید. این آخرین نقطة عطف تاریخی، در ایالات متحدة امریکا در دهة قبل از 1955 اتفاق افتاد. این همان دهه ­ای بود که کامپیوتر و بسیاری اختراعات دیگر در همه جا گسترش یافت. از آن پس این موج با تفاوت زمانی کمی به بسیاری از کشورهای صنعتی، من جمله انگلستان، فرانسه، سوئد، آلمان، شوروی [سابق] و ژاپن راه یافت.

امروز موج اول در واقع کاملاً فرو ننشسته است. به عنوان مثال، تعدادی از جوامع قبیله­ ای کوچک در امریکای جنوبی یا بومیان گینة نو، هنوز در مرحلة کشاورزی باقی مانده ­اند. اما اکثر نیروهای این موج به تحلیل رفته است.

تافلر و همسرش معتقدند که نظام جهانی قرن بیست و یکمی مرکب از سه دسته یا سه رده از کشورها خواهد بود که آنها را موج اولی، موج دومی، و موج سومی می­خوانند. کشورهای موج اولی کمترین ارتباطات و مناسبات را با جهان بیرون دارند و سرعت تحولات در آنها کند است و بیشتر سرگرم نیازهای اولیة مردمان خویش­اند. کشورهای موج سومی به عکس، در شبکه­ ای در هم ­تنیده از مناسبات و ارتباطات و تعهدات متقابل گرفتار آمده ­اند و شتاب تحوالات در آنها بسیار تند است و کارشان استفاده از دانایی برای تبدیل به ثروت است و کشورهای موج دومی در حد وسط قرار دارند. بسیاری از کشوها هم آثار هر دو و حتی هر سه موج را به طور هم­زمان حس می­کنند.


موج اول

در طول هزاران سالی که تمدن موج اول با قدرت تام حکمفرما بود، جمعیت کرة زمین به دو گروه تقسیم می شد: «بدوی» و «متمدن». مردم به اصطلاح بدوی در دسته­ ها و قبایل کوچک می­زیستند و از راه جمع ­آوری آذوقه، شکار یا ماهیگیری امرار معاش می­کردند و کسانی هم بودند که انقلاب کشاورزی بر آنها بدون تأثیر گذر کرد. در مقابل، جهان «متمدن» آن قسمت از کرة زمین را در برگرفت که اغلب مردمانش روی خاک و زمین کار می­کردند. به سخنی دیگر هر جا که کشاورزی پدیدار شد تمدن ریشه در خاک فرو برد. زمین مبنای اقتصاد، زندگی، فرهنگ، ساختار خانواده وسیاست را تشکیل می­داد. در همة آنها حیات در حول و حوش دهکده­ ای شکل می­گرفت، تقسیم ساده­ ای از کار حکمفرما بود و به تدریج کاست­ها و طبقات معین- نظیر اشراف، روحانیون، رزم­آوران، رعایا و بردگان یا غلامان- پدیدار شدند. در همة آنها ساخت قدرت تمام و کمال استبدادی بود.

تولد، مقام فرد را در زندگی تعیین می­کرد و در همة آنها اقتصاد نامتمرکز بود، به نحوی که هر ناحیه و محله بیشترین قسمت مایحتاج­ اش را خود فراهم می­کرد. موارد استثناء نیز دیده می­شد، اما هنوز در هیج کجا که بتوان به درستی تمدن صنعتی ­اش نامید به چشم نمی­خورد. بنابراین می­توانیم تا سال­های 1650 الی 1750 از جهان موج اولی سخن بگوییم.

جوامع موج اول انرژی­شان را از «باطری­های حیات»، یعنی نیروی عضلانی حیوان و انسان یا از خورشید و باد و آب می­گرفتند. درختان جنگل­ها را برای طبخ و ایجاد گرما قطع می­کردند. آسیاب­های بادی در مزارع نوا سر می­دادند. حیوانات گاوآهن را می­کشیدند. بنابراین همة جوامع موج اول از منابع انرژی که احیاشدنی بود بهره ­برداری می­کردند.

هر کجا که کشاورزی رواج یافت مردم به زندگی در خانواده­ های بزرگ چند نسلی تمایل پیدا می­کردند که متشکل از عمو- دایی، عمه- خاله، اقوام، زن- شوهر، مادربزرگ- پدربزرگ بود که همگی زیر یک سقف به سر می­بردند و به صورت یک واحد تولید اقتصادی باهم کار می­کردند. خانواده ایستا بود و گویی ریشه در خاک داشت. کار اکثراً در خانه یا در مزارع انجام می­شد و افراد خانوار به اتفاق یک واحد اقتصادی را تشکیل می­دادند. زندگی شغلی و زندگی خانوادگی در یکدیگر ادغام شده بود. خانوادة گسترده با داشتن مسئولیت خویشاوندان سالخورده و بیمار و معلول بر دوش خود و داشتن عدة زیادی کودک قادر به هیچ­گونه تحرکی نبود.
در جوامع موج اول کالاها طبیعتاً با دست ساخته می­شد و از هر محصولی به طور معمول در هر زمان یک عدد تولید می­شد. توزیع نیز به همین منوال انجام می­گرفت.

در کل کشاورزی یک تمدن فضای محدود به وجود آورده بود، که با ظهور تمدن موج دوم پایه­های آن متزلزل شده و رو به زوال گذاشت.
موج دوم

سیصد سال قبل، در طول کم و بیش نیم قرن انفجاری رخ داد که امواج آن سراسر کرة زمین را به لرزه در آورد، جوامع در هم ریخت و تمدنی به تمامی نوین خلق کرد. این انفجار «انقلاب صنعتی» بود. نیروی جزر و مد غول­آسای آن با تمامی نهادهای گذشته تصادم کرد و شیوة زندگی میلیون­ها انسان را دگرگون ساخت. نظام صنعتی چیزی بیش از دودکش­ها و خط تولید کارخانه­ ها و تولید انبوه بود. یک نظام اجتماعی غنی و چند وجهه­ ای را تشکیل می­داد که بر تمام جنبه­ های زندگی اثر گذارد و در همة خصایص گذشته موج اول را مورد حمله قرار داد.

موج دوم با اختراع ماشین­هایی که قادر به تولید دائمی ماشین­هایی جدید- یعنی ماشین­های تولید ابزار- بود به تکنولوژی رحِمی اهدا کرد. مهمتر اینکه این تمدن دستگاه­ها و ماشین­ها را تحت یک نظام به هم پیوسته و زیر یک سقف گرد آورد تا کارخانه و بعد خطِ تولید داخل کارخانه را به وجود آورد.

تکنولوژی نوین که از نظام انرژی جدید نیرو می­گرفت، درها را به روی تولید انبوه گشود. ولی تولید انبوه بدون دگرگونیِ همزمانِ نظام توزیع، مفهومی نداشت، بدین ترتیب توزیع انبوه مکمل تولید انبوه گردید.

همة جوامع موج دومی انرژی مورد نیاز خود را از زغال و گاز و نفت، یعنی سوخت­های فسیلی، که جبران­ ناپذیرند، تأمین می­کردند. سوخت­های فسیلی بنیان انرژی جوامع موج دوم را تشکیل می­داد. استفاده از سوخت­های فسیلی باعث آلودگی شدید محیط زیست گردید.
با انتقال تولید اقتصادی از مزرعه به کارخانه، افراد خانواده دیگر به صورت یک واحد با یکدیگر کار نکردند. با نیاز به کارگران برای کار در کارخانه، وظایف اصلی خانواده به نهادهای تخصصی دیگر واگذار شد. تعلیم و تربیت کودکان را مدارس بر عهده گرفتند. مواظبت از سالخوردگان به خانه­ های سالمندان یا مراکز رفاهی دیگر سپرده شد.

شوهران کم و بیش خانه را به قصد انجام کار مستقیم اقتصادی ترک کردند و زنان به طور عموم در خانه ماندند تا کار غیرمستقیم اقتصادی را انجام دهند. مرد مسئولیت انجام کار پیشرفته را به عهده گرفت و زن عقب ماند تا نوع قدیمی­ تر و عقب­ افتاده­ تر کار را انجام دهد. مرد از آنجا که مرد بود به سوی آینده پرواز کرد و زن به خاطر زن بودنش، در گذشته فرو رفت.
مهاجرت به شهرها رشتة خانواده را از هم گسست و بحران­های اقتصادی ویرانگر، خانوارها را بر آن داشت که خود را از زیر بار گران خویشاوندانِ ناخواسته، رها سازند و در نتیجه کوچکتر و کوچکتر شوند و از تحرک بیشتری برخوردار گردند. خانوادة به اصطلاح هسته­ ای[19]  الگوی نوین استاندارد همة جوامع صنعتی گردید.

با انتقال کار از مزارع و منازل می­بایست کودکان را برای زندگی و کار در کارخانه آماده ساخت. آموزش و پرورش همگانی که بر پایة مدل کارخانه طرح­ریزی شده بود، خواندن، نوشتن، حساب و قدری تاریخ و موضوعات درسی دیگر را یاد می­داد. این «برنامة درسی آشکار» بود، اما در پشت آن یک «برنامة درسی نهانی» که چندان آشکار نبود، وجود داشت، که اساسی­تر بود. این برنامه مشتمل بر سه درست است: درس وقت­شناسی، درس اطاعت و درس کار تکراری طوطی­وار. کار در کارخانه به کارگرانی نیاز دارد که به خصوص در مورد کار زنجیره­ ای، به موقع سر کار حاضر شوند و از مقام بالا دستور بگیرند و بدون چون و چرا دستورات را اجرا کنند.
خانوادة هسته­ ای و مدارس به شیوة کارخانه، جزیی از نظام یکپارچة واحدی را تشکیل می­دهند که جوانان را برای نقش­هایشان در جامعة صنعتی آماده می­سازند.

با نیرو گرفتن موج دوم کشورها در ایجاد خدمات پستی با یکدیگر به مسابقه برخاستند. تلفن و تلگراف در قرن نوزدهم اختراع شد تا به نوبة خود سهمی از بار ارتباطی رو به تورم را بر دوش بگیرد. خدمات پستی قادرند یک پیام را به میلیون­ها نفر ارسال دارند اما نه به سرعت. تلفن می­تواند پیام را به سرعت ارسال دارد، اما نه به یک میلیون نفر به طور همزمان. این شکاف بایستی با رسانه ­های همگانی پر شود. انتشار انبوه روزنامه­ ها و مجلات و نیز رسانه­ های گروهی[20] همچون رادیو، تلویزیون و سینما، ارتباطات انبوه[21] را تسهیل کردند.

شیوة حکومت نیز در موج دوم دگرگون شد. با جدایی کلیسا و دولت، مشروعیت الهی جای خود را به مشروعیت مردمی داد و دولت ملی[22] به وجود آمد. تصمیم­گیری­ها توسط دولت مرکزی که حکومت منتخب[23] بود، صورت گرفت و حق مخالفت به عنوان یکی از حقوق شهروندان به رسمیت شناخته شد.

توجه به این امر ضروری است که تمدن موج دوم امتزاجی تصادفی از عوامل پراکنده نبوده، بلکه نظامی است که اجزاء آن با یکدیگر به طور کم و بیش قابل پیش­ بینی روابط متقابل دارند و این همان جهانی است که تمدن موج سوم، آن را مورد تهدید قرار داده است.
موج سوم

هنوز نیم قرن از پدید آمدن موج سوم و حرکت آن به سوی آیندة بشریت نمی­گذرد که پس­لرزه­ های این تکان شدید، تقریباً سراسر جوامع بشری را در نوردیده است.

موج سوم با از هم گسستن خانواده، متزلزل ساختن اقتصاد، فلج کردن سیستم­ های سیاسی و درهم شکستن ارزش­ها، بر همة انسان­ها اثر خواهد گذاشت. این موج همة روابط کهنة قدرت، مزایا و حقوق ویژة نخبگانِ[24] در خطر گرفتار آمدة امروز را مورد سؤال قرار می­دهد؛ و در عین حال زمینه­ هایی را برای جنگ قدرت فردا فراهم می­ آورد. بسیاری از وجوه این تمدنِ در حال تکوین با تمدن صنعتی در تعارض است. این تمدن در عین حال که زیاد فنی است، ضد صنعت نیز است.

موج سوم با خود شیوة نوینی از زندگی می­ آورد که بر منابع انرژی متنوع و احیاءپذیر (نظیر هیدروژن، خورشید، حرارت مرکز زمین و ...)، بر روش­های تولیدی، که تولید انبوه کارخانجات را منسوخ می­سازد (و صنعت سفارش­پذیر[25] را ایجاد می­کند)، بر خانواده­های جدید غیرهسته ­ای[26] (مجردی، زوجیت بدون ازدواج، زوج­های بدون بچه، خانواده­ های تک والدی، خانواده­ های چند والدی، ازدواج هم­جنس­گرایان، خانوادة خوشه ­ای[27]، ازدواج موقت[28]، کمون­ها[29]، ازدواج پی در پی[30] و خانواده­ هایی که پدر و مادر در دو شهر مجزا زندگی می­کنند و ...)، بر نهادی نوین که ممکن است آن را «کلبة الکترونیک[31]» نامید، و بر مدارس و شرکت­های تجاری از بنیاد تحول یافتة آینده، بنا شده است.

تمدن در حال ظهور قواعدی جدید برای رفتار وضع می­کند و بشریت را به حوزه­ای فراتر از همسان­سازی، هم­زمان­سازی[32]، تمرکز[33] و تراکم[34] انرژی، پول و قدرت می­کشاند.

این تمدن نوین همان طور که نظام کهنه را به مبارزه می­خواند، نظام اداری را هم دگرگون می­سازد (با حذف کاغذبازی اداری و استفاده از کامپیوتر)، قدرت دولت ملی را به تحلیل می­برد (ناحیه ­گرایی[35] به جای ملی گرایی[36]) و باعث به وجود آمدن اقتصادهای نیمه ­مختار[37] در جهان فرا- امپریالیست[38] می­گردد.

این تمدن به حکومت­هایی ساده ­تر، کاراتر و دموکراتیک­ تر از آنچه که ما امروز می­شناسیم، نیاز دارد. تمدنی است با جهان­بینی خاص و برخورد ویژه ­ای با زمان، فضا، منطق و علیت.

تمدن موج سوم شکاف تاریخی بین تولید کننده و مصرف کننده را پر می­کند و نظام اقتصادی «تولید برای مصرف شخصی[39]» را به وجود می ­آورد. موج سوم به صنایع جدیدی که در آینده بر اساس کامپیوترها و الکترونیک و اطلاعات و بیوتکنولوژی و امثال آن شکل می­گیرند، اشاره می­کند و نیز تحولاتی چون تولید کارخانه­ ای انعطاف­پذیر، بازارهای اختصاصی خاصِ هر سلیقه، گسترش کار نیمه وقت و انبوه ­زدایی رسانه­ های ارتباطی خبر می­دهد. همچنین دربارة انتقال آیندة بخشی از کار به جای اصلی خود یعنی خانه و دیگر تحولات نظام سیاسی و دولت ملی بحث می­کند.

تافلر معتقد است که یکی از مهمترین پدیده­ های جهان سوم بازگشت دوران اهمیت خانواده است، به این ترتیب که بسیاری با استفاده از کامپیوتر و فاکس و تلفن­های چند کاره و سایر وسایل ارتباط موج سومی (مثل تلویزیون کابلی، روزنامه­ های محلی، رادیو CD، تله تکست، ویدئو کاست، ماهواره و اینترنت و ...) کارهای خود را بیشتر در منزل انجام خواهند داد. خریدهای گوناگون به وسیلة سیستم ­های خاص الکترونیک صورت خواهد گرفت و نیازی به خروج از منزل نخواهد بود، بسیاری از والدین با استفاده از وسایل ارتباطی مدرن به آموزش فرزندان خود در خانه خواهند پرداخت، اغلب نیازهای پزشکی را می­توان با بهره­ گیری از کامپیوترهای متصل به مراکز پزشکی در منزل انجام داد، و نیز مدیران خواهند توانست در خانة خود با استفاده از سیستم ارتباط متقابل الکترونیک در جلسات و کمسیون­های اداری شرکت کنند.

ضایعات محیطی، آلودگی هوا، از بین رفتن فضای سبز و مسمومیت دریاها باعث شکل­گیری جمعیت­های طرفدار محیط زیست خواهد شد و مشکل زیست­بوم به یک مسئلة جهانی تبدیل خواهد گردید.

در نهایت آلوین تافلر معتقد است که تمدن موج سوم با ظهور و فراگیر شدن در تمام جنبه­ های زندگی انسان­ها رسوخ کرده و به زندگی افراد نظم نوینی خواهد داد.


نقد تافلر

هر چند که کار تافلر دارای امتیازات علمی زیادی است اما انتقاداتی نیز به آن وارد است. انتقاد نخست مربوط می­شود به نحوة تقسیم­ بندی وی از مراحل تحول اجتماعات بشری که به نظر می­رسد نوعی تقسیم­ بندی ساده ­انگارانه و انعطاف­ناپذیر است. اما خود تافلر در کتاب موج سوم به این انتقاد جواب داده است: «بعضی مورخین ممکن است به تقسیم بندی این کتاب ایراد بگیرند که تمدن را به سه مرحله تقسیم کرده است. بدیهی است که تمدن کشاورزی از فرهنگ­های گوناگون ترکیب یافته و نظام صنعتی خود به واقع مراحل متوالی توسعه را پشت سر گذاشته است. بدون شک، می­توان گذشته (و آینده) را به 12 یا 38 یا 157 مرحله تقسیم کرد. اما با این عمل بخش­های اصلی را در انبوه پاره­ بخش­ها گم خواهیم کرد. یا برای آنکه چنین حوزة وسیعی را بپوشانیم، به جای یک کتاب به کتابخانه­ ای کامل نیاز خواهیم داشت. برای منظور ما تقسیم­ بندی ساده ­تر، سودمندتر خواهد بود، هر چند که زمخت و بدون ظرافت باشد.»
انتقاد بعدی در مورد منش سیاسی و نحوة برداشت تافلر از منشاء پیدایش اولین بارقه­ های موج سوم و آیندة جهان موج سوم است. تافلر ویژگی­های تمدن موج سوم را به گونه ­ای ترسیم می­کند که گویی این تمدن از امریکا سرچشمه گرفته است. همان­طور که قبلاً نیز ذکر شد وی نحوة پدیدار شدن نخستین نشانه­ های موج سوم را بدین صورت مطرح کرده است: «این آخرین نقطة عطف تاریخی، در ایالات متحدة امریکا در دهة قبل از 1955 اتفاق افتاد، از آن پس این موج با تفاوت زمانی کمی به بسیاری از کشورهای صنعتی، من جمله انگلستان، فرانسه، سوئد، آلمان، شوروی [سابق] و ژاپن راه یافت». در اینجا تافلر به صورت تلویحی این تصور را که مدل امریکایی توسعه، آخرین مدل تحول در جهان کنونی است، در قالب بحث­های خود ارائه نموده است و به گونه ­ای وانمود کرده که امریکا پرچمدار تمدن موج سوم و پیشرو حرکت تحول جهانی است، و موج سوم امریکایی می­رود که عالمگیر شود.


[1] Alvin Toffler

[2] The Schoolhouse in the City

[3] Future Shock

[4] Culture Consumers

[5] The Eco-Spasm Report

[6] The Third Wave

[7] Previews & Premises

[8] The Adaptive Corporation

[9] Powershift: Knowledge, Wealth, and Violence at the Edge of the 21st Century

[10] War and Anti-War

[11] Creating a New Civilization

[12] Revolutionary Wealth

[13] Heidi Toffler

[14] Norbert Elias

[15] Fredrick Jackson Turner

[16] Wave

[17] Cultural Revolution

[18] Industrial Civilization

[19] Nuclear Family

[20] Mass Media

[21] Mass Communication

[22] Nation State

[23] Representational Government

[24] Elites

[25] Customized

[26] Non-nuclear Family

[27] Clustered Family

[28] Contract Family

[29] Commune

[30] Serial Marriage

[31] Electronic Cottage

[32] Synchronization

[33] Centralization

[34] Cumulative

[35] Regionalism

[36] Nationalism

[37] Semi-autonomous Economy

[38] Post-Imperialism

[39] Prosumption

 

جلیل یاری

برگرفته از سایت تخصصی جامعه شناسی ایران

www.sociran.com




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 بهمن 1389 06:26 ب.ظ