تبلیغات
مدیریت فرهنگی - تعزیه (قسمت سوم: انواع تعزیه)
شالوده و زیر بنای گسترش هر كشور ، فرهنگ است

تعزیه (قسمت سوم: انواع تعزیه)

چهارشنبه 9 دی 1388 09:14 ب.ظ

نویسنده : سیدامیرحسین هاشمی
ارسال شده در: رسانه شناسی ،

انواع تعزیه
تعزیه از درون سوگواریهاى مذهبى برآمده و خود نیز جزئى از سوگوارى به شمار مى‏رفت. اما رفته رفته با پیمودن مسیر تکاملى، تنوعهایى نیز از نظر ترتیب، شکل، و مضمون در آن پدید آمد، چنانکه گاه از تعزیه‏هایى چون تعزیه انتقادى، اخلاقى، شادى‏آور و.. . نام مى‏برند. روى هم رفته، انواع تعزیه را مى‏توان در سه دسته کلى برشمرد: 1) تعزیه دوره؛ 2) تعزیه زنانه؛ 3) تعزیه مضحک.

1) تعزیه دوره
معمولا تعزیه دوره‏عبارت است از به نمایش درآوردن چندین دستگاه تعزیه به گونه هم هنگام توسط چندین گروه تعزیه خوان در یک محل یا محلهاى مختلف، چنان که از نظر زمانى با تاریخ وقوع حوادث مطابقت داشته باشد. شیوه کار بدینگونه است که گروه نخست پس از پایان بخشیدن به کار خود در محل نخست، به محل دوم مى‏رود و در آنجا همان دستگاه را تکرار مى‏کند، و دسته دوم جاى آن را گرفته دستگاه دیگرى را به نمایش در مى‏آورد. آنگاه گروه نخست پس از به پایان بردن کار در محل دوم به محل سوم مى‏رود، و گروه دوم نیز که کار خود را در محل یکم پایان بخشیده جاى گروه نخست را در محل دوم مى‏گیرد. اکنون گروه تازه سوم جاى گروه دوم را در محل نخست مى‏گیرد و بدینسان چندین دستگاه تعزیه به صورت همهنگام به نمایش در مى‏آید. در برخى از جاها تعزیه دوره را در میدانى گرد و پر از تماشاگر بازى مى‏کردند. روشن است که در این حالت تغییر محل در پیرامون میدان انجام مى‏شد. در سده اصفهان و سلطان‏آباد اراک هنوز هم تعزیه را در حال حرکت از جایى به جاى دیگر مى‏خوانند. نوع مقابل این تعزیه را که معمولا در جایى به صورت ساکن برگزار مى‏شود، برخى «تعزیه زمینى » مى‏نامند.

2) تعزیه زنانه
نمایش تعزیه‏اى است که روزگارى به وسیله زنان و براى تماشاگران زن، معمولا در دنباله مجالس روضه خوانى اجرا مى‏شد. گویند این نوع تعزیه با حمایت و همت قمرالسلطنه ـ دختر فتحعلى شاه ـ و بعدها عزت‏الدوله ـ خواهر ناصرالدین شاه ـ در منزل نامبردگان پا گرفت و چون جنبه خصوصى و اشرافى داشت، تنها به صورت کارى تفننى برجا ماند و عمومیت و توسعه‏اى نیافت. این تعزیه‏ها را در فضاى باز حیاط ها، یا تالارهاى بزرگ خانه‏ها بازى مى‏کردند. بازیگران شبیه‏خوانهاى زنى بودند موسوم به « ملا» که پیش از آن در مجلسهاى زنانه روضه مى‏خواندند و یا پاى چنین مجالسى راه و رسم بازیگرى را آموخته بودند. نقش مردان مجالس مختلف را نیز خود بازى مى‏کردند. ملا نبات (مخالف خوان) و ملا فاطمه و ملا مریم از شبیه‏خوانها و حاجیه خانم، دختر دیگر فتحعلى شاه، از تعزیه گردانهاى بنام این دوره بودند. درونمایه‏هاى این تعزیه‏ها همچون مضامین تعزیه معمولى بود، با این تفاوت که قهرمانهاى اصلیش را بیشتر زنان تشکیل مى‏دادند از آن جمله‏اند: تعزیه شهربانو، عروسى دختر قریش و مانند آنها. آنها که نقش مردان را بازى مى‏کردند سعى مى‏نمودند با به کارگیرى لباسها و خرده وسایل دیگر، وضع ظاهر خود را به قیافه مردان نزدیک کنند، حتى صدایشان را هم به هنگام بازى تغییر مى‏دادند، و چون تماشاگران نیز همگى زن بودند، پوشاندن چهره نیز دیگر معنى نداشت. تعزیه زنانه تا میان عهد قاجار گاه گاه در خانه‏هاى اشرافیان بازى مى‏شد و رفته رفته تا اواخر این دوره از میان رفت.

3) تعزیه مضحک
تعزیه‏اى است شاد با مایه‏هایى سرشار از طنز، کنایه، لعن و نفرین؛ و خمیرمایه آن تمسخر دین‏ستیزان و کسانى است که به پیامبر و امامان و خاندان آنها ستم و یا بى‏ادبى کرده‏اند. در این تعزیه، که در واقع نشانه‏اى است از گسترش و تکامل کمى ـ کیفى پیش واقعه‏ها (گوشه‏ها) و واقعه‏هاى اصلى آن غلو، نقش مهمى دارد و در همه جنبه‏هاى آن به چشم مى‏خورد. اگر اولیاخوانى در این تعزیه‏ها نقش داشته باشد، حضورش چه در گفتار و چه در رفتار توأم با وقار و متانت است، در حالى که دیگران هر یک به جاى خود با بازى‏ها و حرکت‏هایى مضحک و خنده‏آور ظاهر مى‏شوند و شادى مى‏آفرینند. گاهى نیز مثلا براى نشان دادن مجلس کفار از مطربان و تقلیدگران و مسخرگان استفاده مى‏کردند که چون مراد از این استفاده توهین و تمسخر به آنها بود، طبعا منعى نیز نمى‏توانست داشت. قنبر یا غلام حبشى در هیأت «سیاه» در این تعزیه‏ها بازى جالب، شیرین، پرطنزى دارد. اسباب این مجالس معمولا تجملى و چشمگیر است. عروسى رفتن فاطمه زهرا (س) [عروسى دختر قریش‏] و مجلس شهادت یحیى بن زکریا از نمونه‏هاى تعزیه مضحک‏اند. این نوع تعزیه‏ها معمولا در جمعه‏ها، عیدهاى مذهبى، و همچنین جز پنج روز دوم از دهه محرم به صورت درآمدى بر یک واقعه اصلى بازى مى‏شد .

تعزیه نامه
تعزیه نامه، عبارت است از متنى که تعزیه گردان براى اجراى تعزیه‏اى گرد آورده یا مى‏نگارد و پیش از آغاز تعزیه میان شبیه خوانها پخش مى‏کند. گاهى به تعزیه نامه نسخه نیز مى‏گویند .
تعزیه‏نامه‏ها، پیشینه سرایش و نگارش تعزیه را که معمولا به صورت اشعار عامیانه توسط شاعرانى گمنام و تعزیه‏گردانان سروده مى‏شد، به سالهاى میانى سده دوازدهم هجرى مى‏رسد . زمینه پیدایى و تکامل تعزیه‏ها را نیز باید در مرثیه‏ها جست و جو نمود . سرایش مرثیه‏ها با زمینه رویداد کربلا از گذشته‏هاى تقریبا دور آغاز گشته بود، چنانکه شاید بتوان به اشعارى چند از حدیقة الحقیقة سنایى غزنوى را در دیباچه تاریخى مرثیه به شمار کرد. اما آغاز مرثیه‏سرایى با این مفهوم مشخص و به گونه گسترده مربوط است به سده نهم. مرثیه سرایان نامدارى چون رفیعاى قزوینى (صاحب حمله حیدرى)، کمال غیاث شیرازى، ابن حسام قهستانى (صاحب خاوران نامه)، باباسودایى ابیوردى، تاج الدین حسن تونى سبزوارى، لطف الله نیشابورى، و کاتبى ترشیزى نیز اشعارى در رثاى شهیدان کربلا سرودند. اما نامدارتر از همه اینها محتشم کاشانى است که ترکیب بند مشهور اوجانى تازه در مرثیه سرایى ایران دمید، به گونه‏اى که از آن پس سرودن مرثیه بسیار رایج گشت و در عهد قاجاریه به اوج خود رسید (ترکیب بند محتشم) . منابع داستانى تعزیه‏ها غالبا کتابهاى مقاتل (مقتل نامه‏ها) و حماسه‏هاى دینى و احادیث و اخبار بوده‏اند. از جمله شاعرانى که در این زمینه تلاشى ارزشمند کرده‏اند یکى میرزا نصرالله اصفهانى (شهاب) است که در دوره ناصرالدین شاه و به تشویق امیرکبیر به گردآورى و تکمیل اشعار تعزیه پیش از خود پرداخت و خود نیز تعزیه‏هایى به نگارش آورد که تعزیه مسلم، از جمله آنهاست، و دیگر باید از محمد تقى نورى و نیز سید مصطفى کاشانى (میر عزا) نام برد. کاشانى خود تعزیه گردانى بنام بود و «تعزیه حر» بدو منسوب است. ماندگارى برخى از تعزیه‏ها تا اندازه زیادى مرهون نمایش دوستى و ذوق ادبى برخى از کارگزاران خارجى در ایران است. تنى چند از این کارگزاران از سر علاقه نسخه‏هایى از مجالس مختلف تعزیه را گردآورى و در برخى از موارد به زبانهایى نیز ترجمه کرده‏اند، از آن جمله‏اند :

1) مجموعه خوچکو
مجموعه‏اى است خطى از 33 تعزیه نامه که هم اینک در کتابخانه ملى پاریس نگهدارى مى‏شود . بر روى نخستین صفحه این مجموعه عنوان «جنگ شهادت» نقش بسته است. این مجموعه در هفتم ژانویه سال 1878 م به کتابخانه وارد و ثبت شده است. دارنده قبلى و سفارش دهنده تهیه آن در ایران الکساندر ادمون خوچکو ـ شاعر، دیپلمات و نخستین ایرانشناس لهستانى بود که چندى نایب سفارت روسیه در تهران بود و سپس به عنوان نایب کنسول به رشت رفت. در 1840 م استعفا کرد و به فرانسه رفت و پس از انجام کارهاى فرهنگستانى مختلف در 87 سالگى در همانجا درگذشت. وى که زبان فارسى را بسیار خوب مى‏دانست و به واقع، نخستین ایرانشناس متخصص فرهنگ عوام (فولکور) بود، در سال 1877 م فهرست این 33 تعزیه‏نامه را در کتابى به نام نمایش ایرانى به همراه ترجمه‏اى از پنج تعزیه‏نامه جنگ شهادت به چاپ رساند. مجلس بیست و چهارم را شارل ویروللو به سال 1927 م و مجلس هجدهم را کشیشى به نام روبر هانرى دوژنه‏ره در 1949 م ترجمه و چاپ کردند. با در نظرگرفتن تاریخ استعفاى خوچکو مى‏توان فهمید که وى این مجموعه را باید پیش از این سال، یعنى در سالهاى خدمتش در ایران و بى‏گمان در دوره هشت ساله میان 1833 م تا 1840 م یعنى اواخر دوره فرمانروایى فتحعلى شاه و اوایل عصر محمد شاه قاجار تهیه کرده باشد. اما آنچه مسلم‏تر است این است که، به هر حال، این تعزیه‏نامه‏هاى سى و سه‏گانه باید پیش از این دوره در عصر فتحعلى شاه (1212 ـ 1250 ق) سروده و اجرا شده باشند. خوچکو از فروشنده این کتاب نیز در مقدمه نمایش ایرانى نام مى‏برد و مى‏گوید «حسین على خان خواجه که مدیر نمایش دربار است و این تعزیه نامه‏ها را به من فروخته، به عنوان سراینده و مؤلف این تعزیه‏نامه نیز شهرت دارد و اگر خود آنها را نسروده باشد، بى‏شک در ویراستن بعضى از آنها دست داشته است» . از این سى و سه تعزیه‏نامه که به گمان خوچکو از همه مجموعه‏هاى دیگرى که وى مى‏شناخته کامل‏تر است، پنج تعزیه نامه دوبار آمده است، یعنى شمار مجالس آن در واقع از بیست و هشت بیشتر نیست. از همین جا مى‏توان فهمید که شمار مجالس رایج و معمول آن روزگار بسى بیش از اینها نبوده و مثلا نمى‏توانسته به دو یا سه برابر این تعداد برسد. اگر چه پیتر چلکووسکى در مقاله خود، «از نمایش دینى تا نمایش ملى» ، در بررسى تعزیه‏نامه‏هاى این مجموعه مى‏نویسد «از مشخصات تعزیه‏هاى این دوره یکنواختى، حرکت اندک، و وجود تک خوانى [مونولوگ‏] طولانى و زیاد و صحنه‏هاى وداع پى در پى و خسته‏کننده است و مى‏توان گفت که در مجموعه خوچکو پیش واقعه به چشم نمى‏خورد ...» ، با این همه، به تحقیق، متنى قدیمى‏تر از تعزیه‏هاى این مجموعه به دست نیامد، و ارزش آن نیز در همین قدمت است.
فهرست تعزیه‏نامه‏هاى خوچکو به ترتیبى که در مجموعه وى آمده بدین شرح است :
1) خبر آوردن جبرئیل بر پیغمبر (ص) که امام حسن (ع) از زهر شهید شود و امام حسین (ع) را در کربلا به ستم شهید کنند؛ 2) وفات پیغمبر (ص) ؛ 3) غصب نمودن عمر باغ فدک را؛ 4) وفات فاطمه علیها سلام؛ 5) وفات حضرت امیر (ع) ؛ 6) شهادت امام حسن (ع) ؛ 7 ) شهادت حضرت امام حسین (ع) ؛ 8) رفتن مسلم بن عقیل به کوفه؛ 9) شهادت طفلان مسلم؛ 10) شهادت طفلان؛ 11) حرکت امام حسین (ع) از مدینه طیبه به کوفه خراب؛ 12) آمدن حر سر راه حضرت (ع) ؛ 13) ورود حر سر راه حضرت امام (ع) ؛ 14) راه گم کردن امام حسین ( ع) ؛ 15) ایضا راه گم کردن؛ 17) شهادت حضرت عباس، برادر امام حسین (ع) ؛ 18) شهادت على اکبر پسر ارشد امام حسین (ع) ؛ 19) شهادت قاسم بن حسن حسن برادر زاده امام حسین ( ع) ؛ 20) شهادت طفلان زینب خاتون خواهر امام حسین (ع) ؛ 21) گل فرستادن فاطمه صغرى دختر امام حسین (ع) از مدینه به کربلا؛ 22) کتاب نوشتن فاطمه صغرى دختر امام حسین ( ع) به پدر بزرگوار؛ 23) شهادت على اصغر طفل شیرخوار امام حسین (ع) ؛ 24) شهادت حضرت امام حسین (ع) ؛ 25) آمدن پیغمبران بر سر نعش امام حسین (ع) ؛ 26) آب آوردن زنان بنى‏اسد جهت اهل بیت امام حسین بعد از شهادت امام حسین (ع) ؛ 27) رفتن سکینه به مجلس ابن سعد براى گرفتن اجازه دفن اجساد شهیدان (این تعزیه‏نامه در متن فارسى عنوان ندارد ـ عنوان مزبور از روى فهرست فرانسوى مندرج در کتاب نمایش ایرانى ترجمه شده؛ 28) مجلس غارت خیمه‏گاه امام حسین (ع) ؛ 29) مجلس خطیب ولید؛ 30) مجلس دیران فرنگى؛ 31) دفن کردن جماعت بنى اسد شهدا را؛ 32) ایضا مجلس دیرانى فرنگى؛ 33) خبر فرستادن خاندان امام حسین (ع) به مدینه (این تعزیه‏نامه در متن فارسى عنوان ندارد . عنوان آن از روى فهرست فرانسوى کتاب نمایش ایرانى ترجمه شد.

2) مجموعه پلى
مجموعه‏اى است از سى و هفت مجلس تعزیه، که به کوشش سرهنگ سرلوئیس پلى ـ کارگزار دولت انگلستان در جنوب ایران ـ فراهم آمده است. پلى که از سال 1241 ق / 1862 م یازده سالى را در بندر بوشهر گذراند، به گفته چلکووسکى چندان از نمایشهاى محرم ) تعزیه) متأثر گشت که هر سى و هفت مجلسى را که از قرار معلوم شفاها شنیده و ضبط کرده بود، به انگلستان گردانید و آنها را پایه نگارش کتابى قرار داد با نام تعزیه حسن و حسین که به سال 1879م در لندن انتشار یافت و چندى پیش نیز بار دیگر به چاپ رسید. این مجموعه که صورت فارسى تعزیه‏نامه‏ها در آن به چشم نمى‏خورد، در مقایسه با مجموعه خوچکو ـ که به چهل سال پیش تعلق دارد ـ از موضوعات گسترده‏اى برخوردار است. بدین معنى که مجالس آن از هنگامى که شهادت براى امام حسین (ع) مقدر مى‏شود تا روز رستخیز را ـ که حضرت از سوگواران خود شفاعت مى‏کند ـ در بر دارد.

3) مجموعه چرولى
این مجموعه با در برداشتن 1055 تعزیه‏نامه از مجالس مختلف تعزیه، از نظر شمار و حجم، مهم‏ترین مجموعه تا به امروز است. این مجموعه را انریکو چرولى، که روزگارى سفیر ایتالیا در ایران بود، در سالهاى 1329 ق / 1950م تا 1334 ق / 1955م با یارى على هانیبال گرد آورده و به کتابخانه واتیکان در روم هدیه کرده است. هموطنش ـ اتو روسى ـ به تهیه فهرستى توصیفى آغاز کرد که پس از مرگش دیگر هموطن او ـ آلسیوبومباچى ـ آن را تکمیل و در سال 1961م زیر عنوان فهرست درامهاى مذهبى ایران چاپ و منتشر نمود. عناوین مطالب آن عبارتند از: پیشگفتار؛ مقدمه؛ مآثر مذهبى و مسائل آن؛ مجموعه چرولى؛ نویسندگان و مصنفان؛ تاریخبندى؛ مبدأ اصل نسخ؛ داستانها؛ محکهاى قضاوت در نوشتن آن فهرست؛ فهرست راهنما؛ فهرست آدمها؛ فهرست آدمهائى که در حاشیه و یادداشتها آمده‏اند؛ فهرست جاها و ملل؛ فهرست نسخ عربى و ترکى؛ از این گذشته از بسیارى از تعزیه‏خوانها نیز در این مجموعه نام مى‏رود. نسخه‏هاى معرفى شده تاریخهاى متفاوتى بر خود دارند. قدیمى معرفى شده تاریخهاى متفاوتى برخود دارند . قدیمى‏ترین نسخه این فهرست مربوط است به دوره فتحعلى شاه و جدیدترین آن نیز تعلق دارد به روزگار حاضر.

4) مجموعه لیتین
مجموعه‏اى از پانزده مجلس، که به کوشش ویلهلم لیتین ـ کنسول اسبق آلمانى در بغداد ـ فراهم گشت. وى از نسخه اصلى این پانزده عکسبردارى کرد و بر آن بود که آنها را به آلمانى ترجمه کند، که البته چنین نشد. این مجموعه نخستین بار به کوشش فردریک روزن زیر عنوان نمایش در ایران به چاپ رسید (برلین، لایپزیک، 1929م) و چند سال پیش نیز تجدید چاپ شد . یان ریپکا در بررسى مجموعه لیتین بر اهمیت آن تأکید ورزیده، از آن رو که به گفته وى چهارده مجلس آن متعلق است به سالهاى 1831 م، 1834م، و تنها یکى از آنها از سده بیستم است. اگر چه در ایران تلاشهایى توسط شمارى از پژوهشگران و دوستداران نمایش تعزیه براى گردآورى، تنظیم، چاپ و نشر تعزیه‏نامه‏ها صورت گرفته ـ که از آن جمله‏اند متون به چاپ رسیده از مرتضى هنرى، صادق همایونى، بهرام بیضایى، فرخ غفارى، جابر عناصرى و همچنین «کانون نمایشهاى سنتى و مذهبى» ـ اما نسخه‏هاى متعدد دیگرى نیز هستند که شایان نام بردن‏اند، از آن جمله‏اند: 1) نسخه‏هاى مرحوم سید مصطفى ـ میر عزا کاشانى؛ 2) نسخه‏اى از مرحوم حاج ملا کریم جناب قزوینى که گویا در موزه مردم شناسى ضبط شده باشند؛ 3) نسخه‏هاى ده روزه عاشورا که بنا بر گفته‏هایى به وسیله مرحوم حاج میرزا حسین علامه نورى و تنى چند از علما به نگارش آمده است . اما به رغم همه این دانسته‏ها، هنوز تاریخ دقیق سرایش نخستین تعزیه‏نامه‏ها و نیز شمار آنها را به درستى نمى‏دانیم، و این خود به چند دلیل است: یکم) بیشتر تعزیه سرایان چون پاداش معنوى و اخروى را منظور کار خود داشته‏اند، نامى از خود در پایان تعزیه‏نامه‏ها نمى‏آورند؛ دوم) سروده شدن بسیارى از نسخه‏ها به زبانها و گویشهاى محلى کشور، از جمله مازندرانى، گیلانى، کردى و ترکى، که در همان مناطق یا از میان رفته و یا به فراموشى سپرده شده‏اند؛ سوم) مخالفت برخى از علماى دینى با تعزیه و همچنین خصلت بدیهه گویانه این هنر که ضبط و ثبت آن را دشوار مى‏نمود. از تعزیه نامه‏هاى معروف مى‏توان اینها را شمرد: شهادت امام، حجةالوداع، مسلم، وفات ابراهیم، دو طفلان مسلم، دو طفل زینب، وفات امام موسى کاظم، حضرت عباس، حضرت معصومه، شهادت على اکبر، تعزیه حر، ورود به شام، ورود به کوفه، خروج مختار، تعزیه بنى‏اسد، تخت سلیمان، فتح خیبر، ضربت خوردن حضرت امیر، شهادت امام حسن، وفات پیغمبر، وفات فاطمه، ذبح اسماعیل، باغ فدک، امیر تیمور و والى شام، عید الله عفیف، شهادت امام رضا، شهادت على اصغر، شهادت قاسم، عروسى شهربانو، عروسى دختر قریش، دل درد یزید و شست بستن دیو .

کارکردهای تعزیه:

یکی از مهمترین کارکردهای اجتماعی تعزیه زنده نگهداشتن شور انقلابی و عدالت خواهی است.گر چه مهمترین کارکرد عزاداری همان کارکرد مذهبی است اما امروز کارکرد اقتصادی و همچنین کارکرد زیبایی شناختی هم به کارکردهای مذهبی عزاداری و تعزیه خوانی اضافه شده، امروزه ابعاد زیبایی شناختی اهمیت بسیاری پیدا کرده و بحث به روز بودن و طبق مد بودن به حوزه عزاداری و تعزیه خوانی تسری یافته است.در واقع با استفاده از ابزارهای خاص برآنند تا هویت اجتماعی خود را به نمایش بگذارند.. شکل و شمایل ظاهری هیاتهای عزاداری به نوعی نمایان کننده جایگاه اجتماعی و موقعیت طبقاتی دسته های عزاداری است.

آنجه مسلم است این است که اساسا تعزیه خوانی به علت تجسم بخشیدن به واقعه عاشورا به شکل ساختاری پر افسون زدایی از امر قدسی عزاداری موثر است. اساسا وجود تعزیه خوانی که نوعی نمایش مذهبی است، این فرصت را ایجاد می کند و کرده که به مقوله عزاداری به عنوان یک ساختار امکان استفاده از ایده های جدید را بدهد.

کارکردهای مجالس تعزیه:

1-سرمشق و الگوسازی

2-ایفای نقش در جامعه و مشارکت سیاسی

3-تقویت انسجام اجتماعی

4-کارکرد تعلیمی

5-کارکرد رسانه ای

نتیجه گیری:

تعزیه، به عنوان مفهوم پرورانده شده به وسیله دانش ها، فرآیندی را پشت سر نهاده است. در این مسیر بر اساس شبکه های پیچیده منافع و استراتژی های گونه گون متاثر گردیده و در نهایت آنچه امروز به عنوان یک مفهوم در حوزه دانش های مرتبط با آن عرضه می شود از واقعیت عینی موجود در بطن جامعه فاصله گرفته است. این عدم تطابق حاصل تاریخی سازی آن بر اساس ایده آل ها، پس زمینه های ناگفته فکری، جریانات حاکم بر اندیشه و مناسبات قدرت در حوزه فرهنگ می باشد.
منابع:

پایان نامه : افزونتر،سعید،نگاهی انسان شناسانه به مطالعات تعزیه،کارشناس ارشد میراث موسیقائی حاتمی،داوود، تعزیه وتاریخچه آن نزد خاورشناسان

سایت:شهید آوینی(تعزیه در ایران؛ تعزیه هنر بومى پیشرو در ایران؛ کتاب نمایش (1 و 2) ؛( دایرة المعارف فارسى (1 و 2) ؛ جنگ شهادت، شبیه و شبیه خوانى (مقاله / یزدانى) ،کتاب دایرة المعارف تشیع، ج 4، ص 440

گردآورندگان : سمیه حیدری و بهناز توکل زاده




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 دی 1388 09:39 ب.ظ