تبلیغات
مدیریت فرهنگی - میراث فرهنگی
شالوده و زیر بنای گسترش هر كشور ، فرهنگ است

میراث فرهنگی

شنبه 4 اردیبهشت 1389 09:24 ق.ظ

نویسنده : سیدامیرحسین هاشمی
ارسال شده در: حقوق ادبی-هنری / فرهنگی ،

مقاله ارسالی :  عباس مهدی پور

میراث از ریشه ارث، به هر چیزی اطلاق می شود که از گذشتگان و نیاکان به ما رسیده است، از آب و ملک و خانه و... تا خلق و خوی ومظاهر فیزیکی که از طریق وراثت از نسلی به نسلی می رسد.

سازمان میراث فرهنگی کشور مسئولیت و وظیفه مهم شناخت، حفاظت، معرفی و آموزش میراث فرهنگی ایران را به عهده دارد. این سازمان در مقایسه با بسیاری از تشکیلات و نهادهای اداری سازمان جوانی است که سابقه تاسیس آن با این نام و تشکیلات و ساختار امروزی به استناد قانون مصوب 10/11/1366 به سال 1366 شمسی برمی گردد. روز 17 ماه مِی میلادی مطابق با 28 اردیبهشت از سوی سازمان علمی ـ فرهنگی ملل متحد «یونسکو» به عنوان روز جهانی میراث فرهنگی نامیده شده است. نامگذاری چنین روزی از سوی سازمان یونسکو، اهمیت میراث فرهنگی و لزوم توجه بیشتر به این ثروت های بزرگ ملّی را خاطر نشان می­کند. فعالیت های میراث فرهنگی را می توان در چهار گروه اصلی: شناسایی، صیانت، حفاظت و معرفی، خلاصه کرد.

حفظ و حراست از میراث فرهنگی وظیفه همه افراد جامعه و در واقع وظیفه ای ملّی و همگانی است. در کشور ما به واسطه وجود میراث فرهنگی غنی، حفاظت از آثار باستانی، جلوه بیشتری می یابد . موضوع شناسایی و ثبت این مجموعه عظیم برعهده میراث فرهنگی است. پس از شناسایی، صیانت از آثار آغاز می شود. از جمله قاعده هایی که در حفظ و صیانت از مواریث فرهنگی در جوامع اسلامی مؤثر بوده، قوانین شرعی وقف و انفال است. در مرحله حفاظت از مواریث فرهنگی، اقدامات حفاظتی از جمله مبارزه با عوامل فرسایشی و نیز فراهم نمودن شرایط ادامه حیات آثار صورت می گیرد. آثار فرهنگی به دست آمده، باید در جامعه معرفی شوند. در واقع معرفی، اقدامی است که در جهت آشنایی مردم با میراث گذشتگان آنان شکل می گیرد.

 میراث فرهنگی مادی و معنوی

به طور کلی میراث فرهنگی بر دو نوع است: میراث فرهنگی ملموس و مادی، که به مجموعه مظاهر مادی که خارج از وجود ما تحقق مادی و فیزیکی دارد اطلاق می شود. بیشتر ارزش های تاریخی و هنری بر آثار و مظاهر مادی مترتب است. مانند: شهرها و بناها، اشیاء و...، میراث فرهنگی غیر ملموس ومعنوی، مجموعه مظاهری هستند که گرچه وجود خارجی ندارند، اما جلوه های مادی آنها قابل درک و در دسترس است. مانند: زبان، باورها، اعتقادات و آداب و رسوم که به خودی خود مادی نیستند. زیرا این آثار می توانند بازگو کننده و برقرار کننده ارتباط فرهنگی انسان در طول تاریخ باشند.

میراث فرهنگی منقول و غیر منقول

مواریث فرهنگی برحسب نحوه انتقال آن ها به دو نوع منقول و غیرمنقول تقسیم می شوند. مواریث فرهنگی منقول شامل اشیای باستانی، تاریخی و هنری است که در گنجینه های ملی و شخصی نگهداری می شوند و قابل انتقال هستند.مواریث فرهنگی غیرمنقول شامل تپه ها، بناها، کتیبه ها، محوطه ها و... هستند که این آثار قابل نقل و انتقال نبوده و باید در محل خود نگهداری شوند.

مکانیزم های تخریب

مکانیزم های تخریب را میتوان در چهار گروه اصلی طبقه بندی کرد. این سه گروه عبارتند از:

  • فیزیکی: منجر به تغییر ظاهری یک شئ می گردد، مثل شکستن شیشه.
  • مکانیکی: آسیب هایی که بر اثر وارد شدن نیروهای خارجی ایجاد می شود مثل خراشیدن سطح یک اثر.
  • شیمیایی: در اثر این نوع آسیب ها ماهیت شئ دچار تغییر می گردد، مثل زنگ زدن آهن.
  • بیولوژیکی: به کلیة آسیب هایی که در اثر فعالیت موجودات زنده به شئ وارد می شود، اطلاق می گردد، مثل رشد قارچ بر روی آثار کاغذی در محیط مرطوب.

تاثیر مکانیزم های فوق بر آثار تاریخی به دو عامل جنس اثر و محیطی که اثر در آن قرار دارد رابطة مستقیم دارد. جنس مواد از نظر آسیب شناسی به دو دستة آلی و معدنی تقسیم می شود. مواد آلی ریشة حیاتی دارند و مواد معدنی به موادی گفته میشوند که زنجیرة هیدروکربنی نداشته باشند، مثل سنگ و سفال. به طور کلی مواد معدنی نسبت به مواد آلی مقاوم تر می باشند و نیاز به حفاظت چندانی ندارند. البته برخی از اشیاء نیز ممکن است از ترکیب مواد آلی و معدنی ساخته شده باشند.

عموماً چندین عامل در تخریب یک شئ نقش دارند. گاه عوامل مختلف در کنار یکدیگر باعث تشدید روند تخریب عامل آسیب رسان میشوند. برخی از عوامل تخریب از جمله دما، رطوبت و نور (در حدی که برای شئ مضر باشند) می توانند آسیب هایی را که در هر سه دستة اصلی مکانیزم های تخریب جای میگیرند، بر شئ وارد سازند. برای مثال عامل رطوبت همراه با نوسانات دما می تواند باعث فروپاشی ساختار سنگ شود که این یک فرایند فیزیکی است. اما همین عامل رطوبت میتواند باعث انجام واکنش های شیمیایی شود و یا بستر مناسبی را برای رشد میکرو ارگانیزم ها فراهم کند. به جز حوادث و آسیب های مکانیکی تمامی دیگر عوامل آسیب رسان و مخرب از محیط نشات می گیرند. حال به بررسی دیگر عوامل تهدیدات و خطرات آثار باستانی اشاره می‌شود :

1- جنگ :

            در درگیریهای میان اقوام و ملتها بسیاری از آثار تاریخی دچار صدمات جبران ناپذیری می‌شوند.  هر جنگ ویرانی، كشتار و آوارگی بدنبال دارد و هر عقل سلیم آغاز جنگ را برنمی تابد. میراث هر نزاع و جدالی در طول تاریخ بشر بجز عقب ماندگی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی اجتماعی نبوده و امروز ابنای بشر با نگاه به گذشته در تلاشند تا از هر جنگ و نزاعی پرهیز كنند. اما در این میان دفاع مقوله ای است از جنس دیگر و مسلماً هر ملتی كه مورد تهاجم نظامی بیگانه قرار گیرد حق دارد تا از خود دفاع كند و این در مورد هشت سال دفاع مقدس مردم ایران نیز صدق می كند. تاریخ ایران بیانگر آن است كه این سرزمین زادجایگاه نخستین تمدنهای بشری است و مسلماً در سراسر این مرز و بوم آثار باستانی بسیاری از آن دوران پرافتخار بجامانده است. وقوع جنگ تحمیلی توسط رژیم بعث صدام و حملات وحشیانه ارتشیان دشمن بجز آنكه باعث تخریب بسیاری از شهرها و روستاهای كشور شد صدمات و لطمات بسیاری نیز به آثار باستانی این مرز و بوم وارد كرد. وقوع جنگ تحمیلی و درگیری 5 استان كشور سبب شد تا بخش بسیار زیادی از آثار باستانی این سرزمین آسیب دیده و تا مرز نابودی كامل پیش رود. حملات هوایی دشمن و همچنین حمله توپخانه ای به شهرهای مرزی عمده خسارات را به این آثار و ابنیه وارد نموده است. در استان آذربایجان غربی تپه تاریخی ربط مورد بمباران قرار گرفته و آسیب دیده است. همچنین قلعه تاریخی سنیگان در شهر اشنویه در اثر حملات هوایی دشمن بطور كامل تخریب شده است. استان كرمانشاه نیز از این حوادث تلخ جان سالم بدر نبرد و در طول 8 سال دفاع مقدس بنای عمارت خسرو در قصرشیرین، بنای چهارقاپی، كاروانسرای عباسی كه متعلق به دوره صفوی است و بنای تاریخی بان قلعه در قصر شیرین تا مرز تخریب كامل آسیب دیده است. در شهر كرمانشاه نیز خانه صادرم الدوله، تكیه معاون الملك و تكیه بیگلربیگی از گزند دشمن در امان نماند. مناطق باستانی و بناهای تخریب شده در استان ایلام شامل قلعه والی در شهر ایلام، قلعه پوراشرف دره شهر در روستای شیخ مكان و قلعه گنجانچم در نزدیكی شهر مهران از جمله این مناطق است. محوطه باستانی ایران كرخه، تپه های دوسلق، تپه باستانی فكه، تپه های باستانی ام دبس، محوطه باستانی چغازنبیل، بنای تاریخی كوشك حمیدیه، قلعه باستانی شوش، قدمگاه حضرت ابراهیم خلیل و... در استان خوزستان از دیگر آثار باستانی است كه در طول هشت سال دفاع مقدس تخریب شده است.

2- عوامل طبیعی:

 یکی دیگر از عواملی که در تخریب آثار باستانی نقش آفرینی نموده است عوامل طبیعی است مانند زلزله ، سیل ،  آتش سوزی ، دما ، توفان و رعد وبرق و ... اگر چه عوامل محیطی و بیولوژیکی در فرسودگی و تخریب آثار در شرایط گوناگون مکانی و زمانی نقش غیر قابل انکاری دارند، معهذا همت و تلاش مسئولان کشور می‏تواند تأثیر بی‏چون و چرایی در جلوگیری از این تخریب داشته باشد. چنانکه امروزه در سراسر جهان و ایران نیز، کادرهای مجربی جهت حفظ و حراست و مرمت و بازسازی آثار باستانی تربیت می‏گردند و در جهان امروز عوامل طبیعی تنها در شرایطی قدرت خواهند داشت به مکانهای باستانی لطمه وارد سازندکه دست اندرکاران حفاظت آثار، از پیشگیری و پیش‏بینی حوادث یا خطرات موجود عاجز و ناتوان باشند و در این راستا نیز نیازی به تذکار نمی‏باشد که حفاظت از میراث فرهنگی یک کشور اگر چه رسما به عهده سازمانی مستقل نهاده شده لکن در انجام این وظیفه تک تک آحاد ملت مسئول و ذیسهم می‏باشند. (عدم انجام تعمیرات اساسی قبل از وقوع حادثه به دلیل نداشتن اعتبار و بودجه کافی به همراه فقدان تجهیزات و امکانات لازم و مناسب).

رخداد های سالیان گذشته نشان داده که چگونه حوادث طبیعی می تواند با نیروهای عظیم و مهار نشدنی خود محل یا دیاری را ویران سازند و دارایی های فرهنگی را تخریب یا منهدم کنند. برای مثال "در سال 1966 رود آرنو در فلورانس طغیان کرد و به درون کلیسا ها، موزه ها و بایگانی ها سرازیر شد. آسیب وارده به کتاب ها، نقاشی ها و لوازم منزل به قدری بود که هنوز هم مرمت آنها ادامه دارد. چند سال پیش زلزله مهم ترین بناهای کشور برمه را خراب کرد. مانند زلزله  ویرانگر دی ماه 1382 شهر بم در استان كرمان كه باعث نابودی بزرگترین شهر خشتی جهان گردید.   تاریخ چنین حوادث طبیعی (مدفون شدن روستاها در زیر بهمن، تهاجم آب دریا به درون خشکی و فرا گرفتن تمام سطح زمین) را می توان تا دوران باستان تعقیب کرد، یعنی زمانی که شهر های مشهور و پیشرفته ای مانند پمپئی و هرکولانئوم بر اثر فوران آتش فشان از بین رفتند." (روش های نوین مرمت و نگهداری اموال فرهنگی، ریدرر، ص 26..)

3- بی‏توجهی مسئولان و كمبود بودجه:

            بناهای تاریخی میراث گرانبهای انسانهای گذشته است که توسط انسانهای ناآگاه امروز ویران می‏گردد تا به دست انسانهای مشتاق فردا نرسد. این دفعه ویرانی آثار، توسط عوامل انسانی است.عاملی که به راستی بیش از کلیه عوامل دیگر در ویرانی مکانهای باستانی نقش آفرینی می‏کند.ناآگاهی انسانها در سطوح مختلف لطمات مناسب با«موقعیت عامل مخرب»وارد می‏سازد.یک کودک خردسال یا جوانی نادان به مراتب کمتر از مسئولی بی‏مسئولیت‏ترین مردم نسبت به میراث فرهنگی خود هستند. بخصوص در دوران سلطنت شاهان عیاش قاجاریه این سیاست در اوج ابلهی ایشان دنبال می‏شد و بذل و بخششهای شاهانه از آثار اعماق زمین انجام می‏شد به تصور آنکه خزانه دست نخورده باقی می‏ماند.این سیاست جاهلانه کمابیش در اشکال گوناگون و متفاوت با ادوار گذشته در حکومت پهلوی نیز دنبال می‏شد، اما با پیروزی انقلاب رهایی بخش ایران آیا ادامه چنین مسیری توجیه پذیر است؟قطعا خیر، تشکیل سازمان میراث فرهنگی کشور و تمرکز تمام سازمانهای دست‏اندرکار در نهادی مستقل بیانگر وقوف ایدئولوژی انقلاب اسلامی به این موضوع مهم است و مگر نه آنکه آثار باستانی جزو انفال و متعلق به عموم جامعه مسلمین است؟

4- به كارگیری مواد شیمیایی نفتی و صنعتی شدن جوامع  :

عضو هیات علمی پژوهشكده‌ی حفاظت و مرمت آثار تاریخی گفت: به‌دنبال آب‌گیری سد سیوند توسط وزارت نیرو، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای بررسی میزان تاثیر و تخریب آثار تاریخی این منطقه درحال اجرای كاری پژوهشی با هدف تعیین شدت تخریب آثار است. علیرضا بهره‌مان در گفت‌وگو با خبرنگار بخش میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، ادامه داد: ایجاد ایستگاه‌های سنجش تغییرات وضعیت محیطی در منطقه‌ی سد با هدف سنجش وضعیت آثار تاریخی پس از آب‌گیری در محیط، كاری پژوهشی را همراه دارد.

وی رطوبت، تغییرات دما و حتا تغییرات شرایط محیطی جدید بر پوشش‌های گیاهی را از جمله عوامل مختلفی دانست كه ممكن است، سبب تخریب منطقه و آثار تاریخی آن شوند و افزود: تغییرات در حیات وحش، تغییرات در حوزه‌ی مسایل بیولوژیك مانند رشد گل‌سنگ‌ها در محیط مرطوب از دیگر عوامل تخریب در منطقه‌اند.

5- عامل محیطی:

آلودگی‌های زیست محیطی مانند هوا، آب ،خاك و...   بیش از هر عامل دیگری سبب تخریب آثار تاریخی  می‌شوند.

الف: رطوبت. وجود چاه های فاضلاب,‌ آب های زیرزمینی و قدرت جذب مصالح به كار رفته در بناها سبب نفوذ آب به درون آنهامی شده و به بخش هایی آسیب می رسانید .

ب: آلودگی هوا. قرار گرفتن مجموعه‌ها در مركز شهر و تاثیر اسید سولفوریك موجود در هوا باعث فرسایش شدید بخش هایی از آثار باستانی گردیده است.

ج: فرسایش . تغییر خواص مصالح سنتی به كار رفته در بناهای به دلیل گذشت زمان.

6- حیوانات و حشرات

   غالب آثار ساخته شده تاریخی موجود ، از جنس خشت و آجر هستند كه به منظور حفاظت غالبا با لایه‌ای از كاه‌گل پوشانده شده‌اند. این گونه پوشش‌ها محیطی بسیار عالی برای رشد و زندگی جانوران به شمار می‌روند. پستانداران، پرندگان، دوزیستان و خزندگان و بخصوص بندپایان به خوبی با محیط‌هایی این چنینی سازش دارند. به عنوان مثال: پستانداران یكی از مخرب‌ترین گروه‌های جانوری در منطقه محسوب می‌شوند. اكثر گونه‌های پستانداری كه در منطقه یافت می‌شوند، دارای استعداد خوبی برای تخریب هستند. این گونه‌ تخریب‌ها، معمولا شامل حفاری‌هایی ‌است كه برای دسترسی به شكار و یا لانه‌سازی انجام می‌شوند. این حفاری‌ها باعث ریزش بنا، نفوذ آب در عمق زمین، و سست شدن لایه‌های زیرین می‌شوند. منجمله فراوانترین گونه‌های پستانداران در منطقه، انواع موش‌ها هستند، كه به خصوص در مكان‌هایی كه آسیب‌ و تخریب آثار نسبتا شدید باشد و بنا از نظر استحكامی در شرایط مناسبی نباشد، دست به تخریب و لانه‌سازی می‌زنند. (در کتابی با عنوان راهنمای حفاظت و نگهداری (RLG Preservation Manual) اطلاعات و فهرست کاملی از ملاحظات و بررسی دربارة حفظ آثار معنوی به شکل اولیه وجود دارد.        

 7-آسیب های انسانی:

    برخی آثار چندان آسیب پذیر نیستند ولی بیشترین صدمه ای که به آنها وارد می گردد در داخل موزه و بر اثر بی دقتی موزه داران در حمل و نقل و جا به جایی آنهاست که سبب شکستگی آنها می شود. هم چنین انباشته  شدن بی اندازه و نا منظم اشیاء در مخزن ها نیز از مواردی است که موجب لطمه زدن به آثار می شود. از آسیب های انسانی می توان موارد زیر را بر شمرد: همچنین دخل و تصرف و ساخت و سازهای ناهمگون و قاچاق اشیاء تاریخی.    معماری و

وقتی تعداد بازدید کننده از یک مکان تاریخی بیشتر از ظرفیت آن بنا می شود، بر اثر رفت و آمد مردم ناخودآگاه لطمه هایی به اثر تاریخی وارد می شود. میراث فرهنگی برای حفظ و نگهداری مراکز تاریخی مسیرهای بازدید را مشخص کند و یا بر روی مسیرهای رفت و آمد مردم چوب یا مواد دیگری می گذارد تا از تخریب آنها جلوگیری شود.

* از آسیب های انسانی می توان موارد زیر را بر شمرد:

- عیوب مرمتی: در کنار نقایص مواد و شیوة تولید، به عیوب مرمتی نیز بایستی توجه داشت. بعضی از نمونه های آشکار این نوع آسیب را می توان در زمینة مرمت سنگ ملاحظه کرد. آسیب شناسی آکروپولیس نشان داد که زنگ زدن میخ ها و قید های آهنی مورد استفاده در فعالیت های مرمتی انجام شده بین سال های 1870 تا 1930 موجب ترکیدن سنگ ها شده و ثبات قسمت های بزرگی از پارتنون و ارختئون را به خطر انداخته است. بین سال های 1900 تا 1930 از مواد شیمیایی زیاد استفاده می شد و در برخی موارد به جای تشکیل ترکیب های پیش بینی شده، ترکیبات سنگی  تجزیه می گردید. بسیاری از آسیب هایی که اکنون ملاحظه می کنیم، مربوط به آن زمان است. اشباع سنگ های فرسوده با رزین های سنتزی نیز آثار تخریبی در پی داشت. نمونه هایی از پوسته شدن سطح سنگ و فرو شست شیار های عمیق در سنگ نرم (پس از نفوذ آب در سطح رزین) دیده شده است. نمونه های زیادی از مواد نیز به منظور استحکام بخشی، با مواد خورنده اشباع شده اند. بنابراین خطر استفاده از مواد آزمایش نشده برای محافظت از اشیاء هنری را نباید ناچیز شمرد.

- علم و هنر ستیزی:  چند مورد تخریب تماشایی و عمدی آثار هنری در سال های اخیر توجه مردم را به این نوع تخریب که به رغم نادر بودن دارای تاثیر ماندگار و همیشگی است، جلب کرد. به عنوان نمونه در سال 1976 پیه تا ی (تندیس سوگواری حضرت مریم بر جسد مسیح) میکل آنژ در کلسیای جامع سن پترز در رم بر اثر وارد شدن ضربه های چکش به شدت صدمه دید ... نمونه های بی شماری از وارد شدن آسیب های جزئی به وسیلة بازدید کنندگان نمایشگاه ها وجود دارد ولی مرمت همین آسیب های جزئی کاری بس دشوار است. اغلب آذین ها و برآمدگی های اشیاء بزرگ جدا یا شکسته می شوند، بعلاوه تمیز کردن جوهر خودکار یا روژ لب از روی اشیاء موزه ای نه تنها کاری دشوار است بلکه گاهی برگرداندن شئ به وضع اصلی اش نا ممکن است. نوشتن حروف اول نام یا تاریخ بر روی دیوار نگاره ها و نقش برجسته ها بیش از هر آسیب دیگری موجب تحلیل رفتن بدنة آنها می شود. آسیب های ناشی از جنگ را هم باید در این گروه جای داد. مثلاً طی جنگ جهانی دوم آثار منحصر بفرد موزه های برلین منهدم شد. بعضی از اشیای شدیداً آسیب دیده را می توان از درون خرابه های موزه های بمباران شده نجات داد و مرمت گران هنوز به تعمیر این نوع آسیب ها اشتغال دارند. علاوه بر این موزه ها ساختمان های بی حفاظ نیز در معرض خطرهای جنگ قرار دارند. نمونه های بی شماری از پیکره سازی های ساختمانی، دیوار نگاره ها و تزئینات به طرز غیر قابل جبرانی از بین رفته اند. در حالی که با توجه به طرح های اصلی فقط می توان بخش ناچیزی از آنها را ترمیم یا جایگزین کرد." (روش های نوین مرمت و نگهداری اموال فرهنگی، ریدرر، صص 26-25.)

- آسیب بر اثر استفاده: کار مرمت گران علاوه بر تعمیر آسیب های وارده از ناحیة فعالیت کم و بیش سریع و رو به رشد نیروهای طبیعی، مرمت و صدمات وارده به اشیاء در اثر استفاده و شکستگی را نیز شامل می شود. کمتر اتفاق می افتد که یک شئ تاریخی فرهنگی به صورت دست نخورده وارد مجموعه شود. شیشه و سرامیک های شکستة قدیمی را بایستی مجدداً وصالی کرد، تکه های مفقودشان را جایگزین و سطح شان را موزون کرد. چرم و پارچه های فرسوده نیاز به استحکام بخشی و تعمیر دارند. تعمیرات ناقص پیشین و رنگ های اضافی (کار شده برای پوشاندن خرابی ها) سطح دیوار نگاره ها و تندیس ها از دیگر آسیب های ناشی از استفاده به شمار می رود. در اثر استفادة بی ملاحظه از آثار تاریخی به آنها صدمه می رسد. به عنوان مثال در معابد و رهبان خانه های بودایی به دلیل استفاده از چراغ های نفتی لایة ضخیمی از دوده روی نقاشی ها و تندیس های قدیمی را پوشانده است. دوده به درون لایة رنگ نفوذ می کند و بدون صدمه زدن به نقاشی، پاک کردن آن ممکن نیست. استفاده از مصالح ساختمان های قدیمی برای بنا کردن ساختمان های جدید نمونة تخریب افراطی ساختمان هاست. به عنوان مثال میتوان به مصالح آرامگاه مصری متعلق به دورة تل العمارنه Amana که مصالح آن صرف تکمیل یک دروازة عظیم شد (حدود چهل هزار بلوک منقوش)، اشاره کرد.

- آسیب در حین جا به جایی: انتقال آثار هنری به موزه ها یا نمایشگاه های مخصوص برای تمام آثار خطر آفرین است، زیرا در حین جا به جایی احتمال صدمه دیدن آنها زیاد است. مثلاٌ " برای انتقال پیه تا ی میکل آنژ به نیویورک یا انتقال مونالیزای لئو ناردو داوینچی به توکیو سیستم های بسته بندی ویژه ای با جعبه های چند لا و مقاوم در برابر تغییر شرایط آب و هوایی طراحی شد." (روش های نوین مرمت و نگهداری اموال فرهنگی، ریدرر، ص 25.) با وجود این حمل بی ملاحظة اشیاء اغلب موجب وارد شدن آسیب مکانیکی و آسیب ناشی از نوسان های آب و هوایی می شود.

8-  فقیر بودن و ناآگاه بودن مردم، نبود قوانین كارآمد و بازدارنده و وجود بازار سیاه برای اشیائ تاریخی و  تاراج میراث ملی ایران توسط قاچاقچیان عتیقه به خارج ازكشور برای موزه‌ها و كلكسیونرداران (امریكا ، انگلیس ، اسرائیل و ... ):

با بررسی تاریخ، پژوهشگران و تاریخ نگاران در می یابند که اندک سرزمین هایی که از آغاز تاریخ تا به امروز پابرجا مانده اند، هزاره های بسیاری را پشت سر نهادند و ریشه در تاریخ داشته اند و دارند؛ سرزمینی و مردمی که به ویژه فرهنگ آن در گذر تاریخ وقتی برجا می ماند که امتیازهای والایی داشته باشد. ادب و دانش امروز بشر بی گمان دنباله رو ادب و دانش پیشینیان است. برای همین بسیاری از کشورها و ملت های نوپا و نوظهور در جهان طی چند سده و حتی بعضی چند دهه به این نتیجه رسیده اند که هویت و شناسنامه یی برای خود بسازند؟، طی چند سده اخیر به ویژه از دوران رنسانس کشورهای بسیاری خواسته اند گذشته خود را بیابند یا آن را شکوفا جلوه دهند تا هویتی تاریخی برای خود و سرزمین شان به دست آورند. دیربازی است که آثار باستانی، هنری و ادبی ایرانیان زینت بخش گنجینه های کشورهای غربی شده است. حتی برخی از این آثار به نام ملل دیگر ثبت شده است که در ظاهر هویت ایرانی آن را از بین برده اند. برخی در سایه پژوهش های ایران شناسی، برخی در زیر درفش باستان شناسی و گروهی به عنوان سازنده و دانشمند از این کهن دیار و آثارشان سود جسته و آن را به یغما برده اند. اما آنچه بیش از همه باعث تاراج فرهنگ و تمدن ما می شود بی توجهی و بی خبری دولت ها و مردم ایران زمین است.

این بی خبری تا جایی بوده است که شاهان و حاکمان محلی نیز یاور چپاول و غارت آثار و فرهنگ ایران بوده اند چه رسد به نگهداری و دفاع از آنها، اما پرسش این است که ما ملت ایران در مقابل این چپاولگری ها چه کرده ایم و چه خواهیم کرد؟ گاهی اندیشمند یا پژوهنده یی خواسته است از ادب و فرهنگ و آثار این سرزمین پشتیبانی کند ولی دشمنان این سرزمین او را به گونه یی از میان برداشته اند. با اینکه سطح آگاهی مردمان از آثار تاریخی ایران در سده های گذشته کمتر از امروز بوده است اما کسانی بوده اند که با شهامت و نگرشی میهن پرستانه از آثار و فرهنگ این سرزمین با جان و دل نگهداری و پاسداری کرده اند.

... » اسرائیل به صورت یکی از مراکز بین‌المللی خرید و فروش آثار باستانی ایران درآمده است به همین علت تجار خارجی عقیده دارند که آثار باستانی ایران را می‌تواند به قیمت مناسب در اسرائیل خریداری کرد. در دو سال اخیر حدود ۲۰۰۰ ظرف سفالی املش به اسرائیل آورده شده و موزههای بزرگ فرانسه، انگلستان و آمریکا و موزههای بسیار دیگر، مساعی فراوانی برای جمعآوری این آثار به کار بستهاند...  «

قسمتهائی از گزارش روزنامه «داوار» چاپ اسرائیل ـ ۱۵ آذر ۱۳۴۲ :

یکی از زوایای پنهان روابط ایران و اسرائیل و درواقع یکی از نتایج حضور جدی اسرائیلیها در ایران، تاراج ملی ایران بود که به واقع هیچ نامی غیر از تاراج نمیتوان بر آن نهاد. جالب این است که این مسأله در دورة اقتدار حکومت باستان‌پرست پهلوی اتفاق افتاده است. آثار باستانی و اشیاء عتیقه ایرانی در میزان و حجم بسیار زیاد به اسرائیل منتقل میشد، در مجموعههای خصوصی نگهداری میگردید یا به موزههای اسرائیلی ارائه شده و به نمایش در میآمدند و یا توسط بعضی افراد به موزههای بزرگ جهان منتقل میشدند. مطلبی که در یکی از نشریات اسرائیلی به چاپ رسید تأسف هر ایرانی را بر میانگیزد: «اسرائیل به صورت یکی از مراکز بین المللی خرید و فروش آثار باستانی ایران درآمده است. به همین علت تجار خارجی عقیده دارند که آثار باستانی ایرانی را میتوان به قیمت مناسب در اسرائیل خریداری نمود... طی دو سال اخیر در حدود ۲۰۰۰ ظرف سفالی املش به اسرائیل وارد شده و این مقدار ۸۰ درصد کلیه آثار املش را که به معرض فروش گذارده شده، تشکیل میدهد. ولی بسیار جای تأسف است که آثار مزبور از کشور خارج میشود و ما این موقعیت بزرگ را برای گردآوری یک مجموعة عالی هنری از دست میدهیم در حالی که موزه‌های بزرگ فرانسه، انگلستان و آمریکا و نیز موزه‌های بسیار دیگر، مساعی فراوانی برای خرید آثار املش به کار میبرند.» چنانچه ملاحظه شد دردرون اسرائیل نیز از خروج اشیاء باستانی ایران از اسرائیل اظهار تأسف شده اما در داخل ایران یا به دلیل بی‌خبری یا بی‌توجهی، هیچ عکس‌العملی دیده نشده است.

9- وجود زباله‌های خانگی و صنعتی و بهداشتی

10- ازدیاد آثار تاریخی در ایران و نبود برنامه مدون برای نگهداری و احیای آنها




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 4 اردیبهشت 1389 10:25 ق.ظ