تبلیغات
مدیریت فرهنگی - مولانا فقط ایرانی است و بس . . .
شالوده و زیر بنای گسترش هر كشور ، فرهنگ است

مولانا فقط ایرانی است و بس . . .

پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 04:28 ب.ظ

نویسنده : سیدامیرحسین هاشمی
ارسال شده در: حقوق ادبی-هنری / فرهنگی ،

تلاش‌های گستاخانه كشور بی هویت تركیه عثمانی برای مصادره اندیشمند , عارف , فیلسوف و شاعر بلند آوازه ایران زمین ، مولانا ( مولوی ) جلال‌الدین محمد بلخی ( و نه رومی ) روز به روز ابعاد وسیع تری به خود میگیرد  . مولانا از دیدگاه عرفانی شخصیتی نیست که متعلق به یک کشور ( ایران بزرگ ) باشد بلکه مولانا متعلق به کل بشریت است زیرا اندیشه اش فراتر از مرزهای ایران و منطقه و حتی بشریت است . ولی این دیدگاه عرفانی نباید موجب گم شدن هویت اصلی وی و سواستفاده برخی از کشورهای منطقه , جهت هویت سازی جعلی برای خود گردد . برخی با این دست آویز که هیچ کجای آثار مولانا بر ایرانی بودن وی اشاره نشده است می خواهند هویت اصلی وی را تغییر دهند . در صورتی که عرفای بزرگ که از پوسته زمینی خود رها شده اند و به درجات کمال انسانی رسیدند از مرزهای خاکی نیز جدا و در نتیجه در جستجوی انسانیت هستند :

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر                  کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست . . . (حضرت مولانا)

همچون شیخ اجل حضرت حافظ که در دیوان گرانمایه اش اثری از نام ایران دیده نمی شود ولی آیا میتوان گفت حافظ ایرانی نبوده است ؟ یا سعدی , یا شیخ عطار , شمس تبریزی , بایزید بسطامی , ابوسعید ابوالخیر و . . . که هیچ کدام در آثارشان نامی از ملیت خود نبرده اند و همگی ایرانی هستند . عرفان , تصوف و صوفی گری نیازی به ملیت و مرزهای خاکی این جهان ندارد .

سهل انگاری ما ایرانیان كار را به جایی رسانده است كه مسئولان تركیه در سفر هیات اعزامی از سوی دولت ایران به آن كشور كتاب شاعر خودمان را به خودمان هدیه می دهند !!

علی لاریجانی در سفری كه در نیمه نخست سال 86 به تركیه داشت در طی اقامتش در تركیه و دیدار با اردوغان نخست وزیر آن کشور كتاب اشعار مولانا را به عنوان هدیه از دولت تركیه تحویل گرفت !!‌ از سوی دیگر ناآگاهی برخی از رسانه های ایران بر این آتش سرقت بزرگ تاریخی و فرهنگی دامن می زنند و از مولانا جلال الدین محمد بلخی به نام مولانا رومی یاد می كنند و در برخی موارد هیچ نامی از ایران در كنار این بزرگ مرد نمی آورند !!‌ در كدامین زمان از تاریخ مشاهده شده است شخصی كه به دلیل نبود امنیت در آن برهه از زندگی اش مجبور به اقامت در كشوری شده باشد , پس از مدتی متعلق به آن كشور شده باشد ؟ خوشبختانه طی چند سال اخیر بزرگان و مشاهیر نامدار و مردمی ایران زمین من جمله استاد شهرام ناظری , استاد محمد رضا شجریان , استاد سید خلیل عالی ن‍‍ژاد , گروه کامکارها , استاد محمود فرشچیان و . . . با برگزاری كنسرتهای بزرگ موسیقی ایرانی در جهان و خلق تصاویر عرفانی جهانی از مولانا مهر باطلی بر این ادعای كشور بی هویت تركیه زدند . تلاش های مردمی در نهایت در آبان ماه 1386 به گوش دولت ایران رسید و ایران بزرگترین اجلاس گرامیداشت مولانا را در ایران ( تهران , خوی , تبریز ) برگزار نمود . همایش بین المللی مولانا در تهران كه با حضور رئیس جمهور و رئیس مجلس شورای اسلامی ایران آغاز شد نقطه عطفی در جنبش هویت طلبی دولت ایران دانسته می شود زیرا در این همایش بارها بر ایرانی بودن مولانا تاكید شد . تركیه امروزی همان امپراتوری متجاوز عثمانی است که سالهای بسیاری بر ضد ایران بزرگ اقدامات نظامی و متجاوزانه ای را داشته است و پس از اتحاد كشورهای اروپایی محكوم به متلاشی شدن شد ولی متاسفانه  امروزه بسیاری از خاكهای كردستان ما نیز در اشغال آنان می باشد . تركهای عثمانی امروزه كوچکترین امكانات رفاهی را از مردمان ایرانی کرد آنجا دریغ نموده اند و به هم میهنان كرد ما لقب تركهای كوه نشین داده اند !! امید است با اتحادی مردمی و تلاشهای گسترده دولت ایران این سخنان ضد ایرانی و حرکات ضد انسانی به پایان برسد . ترکیه باید به درستی بداند که حتی مولانا شناسان جهان و حتی ترک بر ایرانی بودن مولانا تاکید دارند . برای نمونه "گولپینارلی" مولانا شناس مشهور ترک وصیت کرده است که برای احترام بیش از حد به این عارف بزرگ ایرانی پس از مرگ بر سنگ مزارش به جای زبان ترکی به زبان پارسی که زبان ایرانی مولانا بوده است حکاکی کنند . عبدالباقی گولپینارلی ادیب، شاعر، محقق ، مولوی پژوه و ایران شناس برجسته در 1900 م. 1278 هجری شمسی ، در استانبول دیده به جهان گشود و پدرش احمد مدحت افندی معروف به آگاه روزنامه نگار بود. گولپینارلی تحصیلات ابتدایی را نزد پدر گذراند و از درس استادانی  چون فخرالدین افندی، یوسف افندی، احمد ناعم و شیخ علی به خوبی بهره برد و مشغول به تدریس شد و به معلمی در ناحیه چوروم پرداخت. در سال 1923 م. مجددا برای ادامه تحصیل به استانبول بازگشت و در 1927 م. از مکتب معلمان و در 1930.م از دارالفنون ادبیات (دانشکده ادبیات) فارغ التحصیل شد. سپس مدتی به دبیری ادبیات در دبیرستان های قونیه،  قیصریه، بالیکیسیر پرداخت و پس از مدتی به دانشکده ادبیات آنکارا رفت. در سال 1936 م . با نوشتن پایان نامه ای با عنوان زندگی یونس امره دانشنامه دکتری گرفت.  در سال 1942 م. برای تدریس تاریخ تصوف و ادبیات صوفیانه ترک به دانشگاه استانبول بازگشت. سخن گفتن این شخصیت بزرگ ترک از مولانای ایرانی و عشق و وابستگی اش به زبان پارسی مایه مباهات هر ایرانی و پاسخی به توهمات برخی کشورها همسایه است . مراسم بزرگداشت عبدالباقی گولپینارلی , مولوی شناس و ایران شناس مشهور ترک به مدت دو روز در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شد . در این برنامه اساتیدی از ایران و ترکیه در مورد جایگاه مولوی و مولوی شناسی در فرهنگ امروز سخنرانی کردند .

چاپ تمبر مولانا توسط کشور دوست و برادر سوریه !!! و مشترک خواندن مولانا با سوریه و ترکیه و افغانستان !!!

و چاپ تمبر مولانا توسط کشور افغانستان !!! و افغان خواندن مولانا !!!  از جمله اقداماتی است که کشورهای همسایه برای  وابسته نشان دادن مولانا  به فرهنگ خودشان انجام داده اند .

با این همه این تلاش‌ها كه به شكلی كاملا هماهنگ در تمام بخش‌های گوناگون بدنه دولت تركیه دیده می‌شود، آن‌چنان است كه به‌تازگی یك نویسنده آمریكایی، قونیه را به‌عنوان یكی از 100 مكان برتر جهان معرفی كرده است. این نویسنده زن در كتابی با نام «100 مكانی كه هر زنی باید از آنها دیدن كند» درباره مولانا و مقبره‌اش نوشته است: «شما نمی‌توانید بدون شناخت مولانا، آثار او را درك كنید و همچنین نمی‌توانید پیش از دیدن مدفن مولانا در قونیه، او را بشناسید.»
به این ترتیب، یكی از گسترده‌ترین تلاش‌های شهرداری تركیه برای ترویج جذابیت‌ها و ارزش‌های قونیه در آثار مكتوب بازتاب یافته و انتظار می‌رود این فرایند همچنان ادامه یابد. فرایندی كه آغازش را باید حدود 2 سال پیش دانست.
وقتی كه تركیه با یك دورخیز بزرگ و حساب‌شده، به یونسكو پیشنهاد داد سال 2007 را كه همزمان با هشتصدمین سال تولد او است، سال مولانا بنامد. از قضا، یونسكو با این پیشنهاد موافقت كرد و مصطفی‌ایس، وزیر فرهنگ و گردشگری تركیه گفت: «با موافقت یونسكو برای نام‌گذاری سال 2007 به‌نام مولانا، قصد داریم مراسم و جشن‌های ویژه‌ای برای بزرگداشت این شخصیت بزرگ جهانی در نقاط مختلف جهان برگزار كنیم.»
به این شكل و به‌سادگی، ابتكار عمل و هدایت ماجرایی كه از اساس به ایران تعلق دارد، به تركیه رفت و ایران تا حد یكی از كشورهای مرتبط با این موضوع تنزل یافت.پس از آن و بعد از آن‌كه كار از كار گذشت، یعنی در شهریور سال 85، یعنی حدود 7 ماه پس از اعلام موافقت یونسكو با پیشنهاد تركیه، مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه، طرحی را برای بزرگداشت سال مولانا به دولت و مجلس ارائه كرد. اما هنوز هم حتی در زبان برخی از مسئولان فرهنگی نظام جمهوری اسلامی، حتی نام مولانا به غلط ادا می‌شود.
محمدرضا شجریان در این‌باره می‌گوید: «در سال‌های اخیر شاهد بوده‌ایم كه خیلی از هنرمندان جهان به مولانا توجه كرده‌اند، اما او را به نامی جز مولانا می‌شناسند. در اغلب این آثار از مولانا به‌عنوان رومی یاد می‌شود. من اصلا نمی‌دانم چرا این اسم را روی مولانا گذاشته‌اند و شناسنامه جعلی برای ایشان صادر كرده‌اند. مولانا بلخی است، نه رومی. ایشان در روم فوت كرده، اما نیاكان او، پدر و مادرش ایرانی بودند و در بلخ زندگی می‌كردند.»
اما حتی بلخ نیز حالا در افغانستان است و این واقعیت تلخ سبب شده حتی افغان‌ها نیز برای تصاحب مولانا دورخیز كنند.
شجریان ادامه می‌دهد: «مولانا هرچه دارد از ایران دارد و تمام غزلیات و آثارش به زبان فارسی است نه رومی. خیلی متأسفم كه گاهی خود ما ایرانی‌ها هم او را با عنوان رومی می‌نامیم. در جشن خانه موسیقی هم می‌گفتند رومی، اعتراض كردم كه ما نباید بگوییم رومی.»
اما تركیه با اتكا به محل دفن مولانا، تمام تلاش خود را برای معرفی این شاعر و عارف ایرانی با نام رومی به كار بست و متأسفانه در غیاب اقدامات بین‌المللی مؤثر دولت ایران، تا حدود زیادی موفق شده است. شجریان در این‌باره می‌گوید: اخیرا شنیده‌ام كه حتی ابیات تركی برای مولانا جعل كرده‌اند و لابه‌لای آثار او جای داده‌اند.
حالا، تركیه مثنوی مولوی را به 24 زبان ترجمه كرده و به مقامات كشورهای مختلف هدیه می‌دهد. یكی از این مقامات، پاپ بندیكت است كه نسخه ایتالیایی مثنوی را همین دو روز پیش در حضور سفیران 40 كشور جهان، كاردینال‌ها و اسقف‌های حاضر در واتیكان دریافت كرد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 04:32 ب.ظ