تبلیغات
مدیریت فرهنگی - سوالات درس نظریه های فرهنگی به همراه پاسخ
شالوده و زیر بنای گسترش هر كشور ، فرهنگ است

سوالات درس نظریه های فرهنگی به همراه پاسخ

دوشنبه 18 مرداد 1389 10:48 ق.ظ

نویسنده : سیدامیرحسین هاشمی
ارسال شده در: سایر مطالب ،

 

1- واژه فرهنگ را با توجه به سیر تاریخی آن تعریف نمایید؟

·      واژه فرهنگ برای اولین بار در معنای کشت و زرع، پرستیدن و سکنی گزیدن در بریتانیا به کار می رفت از قرن 16 تا 19 برای تکامل ذهن بشر و رفتار وی از طریق آموزش به کار گرفته می شد کم کم از این واژه برای بهبود و اصلاح در کلیت جامعه و به عنوان نوعی معادل ارزشی برای تمدن استفاده می شد. واژه کشور متمدن یا وحشی از این زمان پدید آمد. با وقوع انقلاب صنعتی از واژه فرهنگ برای سنجش رشد معنوی استفاده می شد در قرن 19 معنی جدید واژه فرهنگ تاکید بر سنت و زندگی روزمره  به عنوان ابعاد فرهنگ بود که این ایده ها با ظهور فرهنگ عامه و فرهنگ ملی محقق شد.

2- فرهنگ را از نظر دو نفر از صاحب نظران تعریف نمایید؟

ماتیو آرنولد، جان راسکین و اف.آر. اویس واژه فرهنگ را در اشاره به ان آثار متعالی هنری به کار می برند که برای مخاطبانشان آموزنده و سازنده و اصلاحگر باشند و باعث پیشرفت اشخاص شوند.

·      ماتیو آرنولد : فرهنگ عبارت است از : جستجوی کمال مطلق به وسیله توفیق ودرک ... بهترین چیزهایی که در جهان اندیشیده و گفته شده است... فرهنگ،مطالعه یا جستجوی کمال ، لذت وروشنایی و ... شرایط درونی ذهن و روح است.

·         بالاندیه : فرهنگ را مجموعه هنر و در عین حال منظم از دانسته ها و دانستن ها می داند.

·         گی روشه : فرهنگ مجموعه ای به هم پیوسته از تفکر، احساس و عمل که مشخص است فراگیر و مشترک است و به دو شیوه عینی و نمادین به کار گرفته می شود.

بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید.

3- یک درک اصلی از فرهنگ از دیدگاه کروبر و کلاک هون را ارایه نمایید؟

کروبر و کلاک هون در مطالعه معانی فرهنگ در 1952 تعداد زیادی تعاریف دانشگاهی گردآوردند و توانستند آنها را در شش درک اصلی از فرهنگ مشخص کنند:

·         1- تعاریف توصیفی : در این تعاریف فرهنگ به عنوان یک کلیت در نظر گرفته می شود که کل زندگی اجتماعی را می سازد.

·         2- تعاریف تاریخی : این تعاریف فرهنگ را میراثی می بینند که در طول تاریخ توسط نسل ها انتقال یافته

·         3- تعاریف هنجاری : این تعاریف به شیوه های زندگی اجتماعی و قوائد می پردازند.

·         4- تعاریف روانشناختی : این تعاریف بر نقش فرهنگ به عنوان حلال مشکلات تاکید می کنند.

·         5- تعاریف ساختاری : این تعاریف به روابط متداخل و سازمان یافته و جنبه های تفکیک پذیر فرهنگ اشاره دارد.

·         6- تعاریف ژنتیکی : این تعارف  فرهنگ را با توجه به اینکه چگونه به وجود آمده یا به چه نحو به حیات خود ادامه می دهد می پردازند.

4- سه موضوع اصلی که در نظریه های فرهنگی باید به آن توجه نمود را به طور خلاصه شرح دهید؟

·      1- محتوا : نظریه ها ابزار های برای درک ساختمان فرهنگ فراهم میکنند و به علت وجود درک های بسیار از فرهنگ هریک از این برداشت ها تبعات خاص خود را در تفسیر شیوه های عمل فرهنگ و روش مطالعه فرهنگ را دارند.

·      2- دلالت های اجتماعی : به نقش الگو های تاثیراتی فرهنگ بر ساختار و زندگی اجتماعی اعمال می کند پرداخته درضمن سازوکارهای ناهمگرایی را ارایه نموده که این تاثیرات از طریق آنها کانالیزه گشته، این سازکارها از سطح فردی تا نظام های کلان اجتماعی را در بر می گیرد.

·      3- کنش ، عاملیت، نفس : به رابطه فرد با فرهنگ پرداخته و اینکه فرهنگ چگونه می تواند اعمال انسان را شکل دهد یا به عقیده برخی از محققان چگونه فضای کنش را ایجاد می کند.

5- آرای کارل مارکس را به شکل مختصر ارائه نمائید؟

·      کارل مارکس جامعه را به دو قسمت زیر بنا و روبنا تقسیم می کند زیربنا از دیدگاه وی اقتصاد (شیوه تولید)است که موتور محرک جامعه می باشد و روبنا را شکل می دهد و جنبه های کلیدی آن  مالکیت خصوصی وسایل تولید و نظام روابط تولید که حول محور استثمار کارمولد می چرخد، است. به این ترتیب جامعه به دوقسمت کارگران و مالکان تقسیم می گردد با این دیدگاه روبنا برابر است با فرهنگ سیاست و قانون که تاثیری بر زیربنا ندارند و خود توسط زیربنا تبیین می شوند از دیدگاه مارکس فرهنگ همچون ایدئولوژی حاکم عمل می کند. یکی دیگر از نظریات مارکس در خصوص از خود بیگانگی در برابر ابزار تولید می باشد و کالا شدگی می باشد.

6- موضع اندیشه دورکیم در خصوص فرهنگ را ارایه نماید؟

·      دورکیم فرهنگ را به عنوان یک نیروی پویا و انگیزه ساز در جامعه می داند واین نکته تفاوت دارد با فرهنگ به مثابه پاسخ به نیاز های اجتماعی که برای سازمان مندی و هماهنگی وجود دارد.

7- از نگاه دورکیم پدیده آنومی نتیجه چه جامعه ای است و چگونه اتفاق می افتد؟

·      در جامعه صنعتی به علت وجود همبستگی اورگانیک و تقسیم کار امکانات و تفریحات تازه ای به وجود می آید اما به علت هدایت غلط این تحول پدیده آنومی یا پریشانی رخ می دهد. آنومی نوعی موقعیت ازهم گسیخته اجتماعی است که در آن کنترل های فرهنگی رایج دیگر قدرت لازم را ندارند.

8- عمده انتقاداتی که از جامعه شناسی فرهنگی دورکیم می گردد به چه مواردی اشاره دارد؟

·      1- دورکیم فرهنگ را عامل وحدت و انسجام اجتماعی و همبستگی اجتماعی می داند اما اختلاف و کشمکش و تداوم محرومیت های اجتماعی را نمی توان به حساب فرهنگ گذاشت.

·      2- چشم انداز دورکیم صرفآ سمت و سوی ایده آلیستی دارد و به نقش فرهنگ بسیار افراطی پرداخته است و به سایر متغیر های کلیدی زندگی (زور، قدرت، منافع و...) توجهی ندارد.

·         3- چشم انداز تکاملی دورکیم از لحاظ تجربی و به علت درک نکردن پیچیدگی جوامع سنتی غالباً غلط است .

·      4- وی به علت تاثیر پذیری از کارکردگرایی نوعی گرایش مکانیکی داشته و شیوه پاسخ افراد به محرک های محیط را از روی نیاز فرد به محیط میداند و واقعیت های اجتماعی را محدود کننده افراد می داند نه آنکه موجب بروز خلاقیت و عاملیت گردد.

9 - آرای مارکس وبر را نام برده و یکی را توضیح کامل دهید؟

·         نظریات ماکس وبر در خصوص مسایلی هم چون کنش انسانی، درک، مفهوم طبقه و شان، اقتدار یا سلطه مشروع و دین می باشد.

·         دین تقدیرگرا است، سرنوشت مقرر شده است با نشانه ها باید فهمید راه رستگاری وجود دارد یا ...، موفقیت اقتصادی نشانه رستگاری است.

·          ادیان دو گونه هستند : این جهانی و آن جهانی و فاصله بین این دو جهان به دلیل مدرنیته است.

10- ماکس وبر اقتدار یا سلطه مشروع را در اندیشه خود چگونه طرح می نماید؟

·      اقتدار یا سلطه مشروع : وی برای بیان مفهوم سلطه سه نوع آرمانی را مطرح می نماید که عبارتند از 1- اقتدار سنتی مبتنی بر اینکه امور باید همانگونه که همیشه بوده اند باید حفظ شوند ، جایگاه قانونی نداشته در جوامع ما قبل نوین بوده افراد معمولا آن را ارث برده یا از مرجع با لاتر کسب می کردند.2- اقتدار فرهمندانه (کاریزماتیک) به خاطر جاذبه خصایص فوق العاده اخلاقی یا مذهبی و ... افراد جامعه خواستار تبعیت از رهبر می شوند این شکل از اقتدار با نابسامانی های اجتماعی همراه بوده و از ویژگی های آن بی ثباتی می باشد.3- اقتدار عقلانی یا قانونی : اقتداری است که بر مبنای قوانین شکل گرفته و ریشه در قوائد غیر شخصی دارد این اقتدار زمانی باعث ناخوشنودی و سرخوردگی می شود که به جای اشکال سنتی و کاریزماتیک بنشیند که دینی تر اند و صورت های معنا دار بیشتری دارند.

11- وبر در نظریه های فرهنگی دو موضوع را مطرح می نماید اقتدار یا سلطه مشروع و شان و منزلت اجتماعی موارد فوق را مختصر توضیح دهید؟

·         طبقه موقعیت شخص در نظام اقتصادی را نشان می دهد.

·         شان که بیشترین توجه را به خود جلب کرده، مربوط به گرو ه های دارای سبک زندگی مشترک و سطح واحدی از حیثیت اجتماعی است 

·      شان یا منزلت اجتماعی : شان مربوط است به گروه های دارای سبک زندگی مشترک وی معتقد است گر چه ممکن است افراد ازنظر اقتصادی در طبقات مختلفی باشند اما این سبک زندگی است که این طبقات را دور یا نزدیک میکند یک کارمند ،افسر ارتش یا دانشجو ممکن است از لحاظ اقتصادی در طبقات مختلفی قرار گیرند اما میزان کسب احترام، توجه اجتماعی، برخورداری از مشاغل تشریفاتی و... می تواند برای آنها برابر باشد.

12- مفهوم مد در آرای کدام نظریه پرداز طرح گردید این مفهوم را شرح دهید؟

·         در آرای گئورگ زیمل  قواعد مد قرار دادی بوده و مد پاسخی است به نیاز های فرهنگی نه نیاز های عملی، کارکرد آن در درجه اول اجتماعی است نه مادی و ایجاد کننده حس تعادل در انسان و عضویتمان در یک جامعه بزرگتر و گاهی مد گروه ها را از هم جدا می کند.

13- مارکسیسم غربی چه موضع ای را در مقابل فرهنگ داشته و مولفه های آن را توضیح دهید؟

·      بخش قابل ملاحظه ای از اندیشه های مارکسیسم غربی واکنش نشان دادن به بعد ضد فرهنگی آرای مارکس بود و مولفه های آن عبارتند از : 1- تلاش برای حل و جذب توضیح فرهنگی در چارچوبی مارکسی. 2- توضیح اینکه چرا انقلابی که مارکس وقوع آن را اجتناب ناپذیر می دانست اتفاق نیفتاد. 3- دیدگاه اومانیستی (انسان گرایی) به عنوان یک عنصر نیرومند در این مکتب.

14- مفهوم شی شدگی در آرای کدام نظریه پرداز مطرح گشته است توضیح دهید؟

·      گئورگ لوکاچ وی مدعی است که روابط کالایی عامل فقر جهان و تهی کننده آن از معانی اصیل و راستین است. ازنظر وی نادیده انگاشتن هستی انسانی، نادیده گرفتن روابط انسانی و نادیده گرفتن فعالیت های اجتماعی و اندازه گیری مقیاس ارزشی آن با پول منجر به بیگانگی، شی شدگی و پرستش کالایی می گردد.

15- مفهوم هژمونی را از دیدگاه گرامشی توضیح دهید؟

·      هژمونی ، به توان دولت و طبقه حاکم در نظم دادن و هدایت باور ها در محدوده جامعه مدنی گفته می شود. باورهای هژمونیک بن مایه های فرهنگی غالبی هستند که نابرابری و بی عدالتی را شدت می بخشند و با هر تلاشی در جهت اندیشه های انتقادی می ستیزند آنها به گروه های حاکم اجازه می دهند که کارایی بیشتری در فرمان روایی به خرج دهند، همانگونه که اجازه می دهند سطح نیروی مورد نیاز را برای حفظ نظم اجتماعی پایین بیاورند.(جامعه را طوری نشان می دهد که ساکنان آن جامعه دید منفی پیدا نکنند و برخورد ها در جامعه را طبیعی بدانند.)

16- گرامشی نقش دولت و روشنفکران اورگانیک را در جامعه مدنی چگونه ارایه می دهد؟

·      به عقیده وی دولت به طور عام و دولت ایتالیا به طور خاص در  حمله به جامعه مدنی فرصتی را از دست نمی دهد دولت با مصادره نهاد هایی مانند کلیسا و اتحادیه های کارگری و هدایت آنها توسط عوامل دولتی مانع از ایجاد آگاهی طبقه می شود در ضمن دولت صرفاً یک بوروکراسی بی چشمداشت و صرفاً مصرف کننده نیست بلکه یک ابزار حاکمیت طبقاتی است.

·      درمورد روشنفکران اورگانیک نقش محوری در ترویج باورهای هژمونیک دارد این افراد با ترجمه مسائل پیچیده فلسفی و سیاسی به زبان قابل فهم برای توده مردم اقدام به ارشاد آنها می کنند و این روشنفکران ضمناً در امکان پذیر ساختن تاسیس یک بلوک هژمونی نقش داشته اند. 

  17- گرامشی در خصوص فرهنگ چه دیدگاهی دارد؟

·      وی به جای تمرکز بر محتوای فرهنگ بر نقش و عملیات آن می اندیشد تاکید وی بر ماهیت انعطاف پذیر ذات بر ساخت ایدئولوژی های سیاسی و تداخل آن با مفهوم هژمونی است.

18- مکتب فرانکفورت را معرفی کنید و انتقاد آنها به چیست؟

·      نامی است که به گروهی از روشنفکران آلمانی زبان اطلاق می شود که با انجمن پژوهش های اجتماعی فرانکفورت همکاری داشتند. متفکران این مکتب گرچه دارای علایق پژوهشی گوناگونی اند اما زمانی که با دقت آرای آنها بنگریم نوعی موضع گیری مشترک را در آنها می یابیم آنان علاوه بر نقد مدرنیته سرمایه داری و انتقادات فرهنگی مارکس، انتقاداتی را نسبت به عقلانیت رسمی(عقلانیت رسمی نیروی موذی است که به جای پرداختن به اهداف نهایی، توجه خود را بر وسایل متمرکز می کند) و تحلیل های پوزیتیویستی (اثبات گرایان) انتقاداتی به بوروکراسی، مصرف گرایی و صنایع فرهنگی را مطرح می نمایند.

19- بحث دوران سازی را از دیدگاه بنیامین توضیح دهید؟

·      بنیامین معتقد است که محصولات فرهنگی(صنایع دستی) در گذشته به علت نیاز افراد و با خلاقیت، نیاز، اقلیم جغرافیایی پیوند داشته است اما با ظهور سرمایه داری صنعتی محصولات فرهنگی فروش آنها تنها مبتنی بر اصل سود و با تکیه بر اشاعه نوعی فرهنگ یا خرده فرهنگ انجام می گیرد این محصولات پس از باز تولید مکانیکی کیفیت (هاله مندی ) خود را از دست می دهند و در شرف از دست دادن ارزش و معنویت میل به واکنش های فردی با هدف دستیابی به سود تولید می گردد. به این حالت دوران سازی می گویند.

20- پرسه زن چه کسی است؟

·      یکی از تعاریف محوری بنیامین واژه پرسه زن است ،پرسه زن از جهتی کسی است که فاقد اختیار عمل (منفعل) در عرصه انواع تولیدات شهری است و از سوی دیگر عامل فعالی است که تقریباً رفتاری چون کاراگاه دارد و لا قیدانه به مطالعه طبیعت بشر می پردازد به این معنی که شخص بیگانه و در جستجو کشف شهود است.

21- آرای یورگن هابرماس را نام برده و یکی را توضیح دهید؟

·         عرصه عمومی ، دانش و منافع انسانی ، نظریه کنش ارتباطی.

·      عرصه عمومی : نقش فعالانه توده مردم در سرنوشت سیاسی جامعه می باشد هابرماس در قرن 18 عرصه عمومی را فعال می داند تبادل افکار در بین مردم و کنش های متقابل انسانی بر محوریت آگاهی عرصه های (فلسفه، سیاست،  سازمان) در بین توده مردم انجام می شد. ظهور رسانه چاپی آرا و عقاید روشنفکران را در اختیار مردم قرار می داد اما در حال حاضر و با ظهور سرمایه داری صنعتی عرصه عمومی از توده مردم به عرصه ظهور مطلق طبقه بورژوا  که هابرماس آن را اجتماع بورژوایی می نامد مبدل گشته و دو عامل سیاست و رسانه های همگانی نیز در این امر موثر بوده اند.

22- مکتب پسا مدرنیسم و پسا مدرنیته را شرح دهید ؟

·      پسا مدرنیسم ابعاد بی شماری دارد. نخست، مربوط است به نوعی زیباشناسی و سبک هنری دربرگبرنده ی موضعی فلسفی و نظری است که برآمده از مابعد ساختارگرایی است و مفروضات اندیشه مدرنیستی را طرد می کند.

·         پسا مدرنیته مربوط می شود به مرحله ای از تحول اجتماعی که  تصور می شود فراتر از مرحله مدرنیته باشد.

23- جهانی شدن را از دیدگاه واترز معرفی نمایید؟

واترز جهانی شدن را به منزله فرایندی نگریست که در برگیرنده ی سه بعد است :

·         جهانی شدن اقتصاد با برآمدن بازارهای مالی جهانی و مناطق آزاد تجاری، مبادله ی جهانی کالاها و خدمات، و رشد سریع شرکت های فراملیتی رابطه دارد.

·         جهانی شدن سیاسی مربوط به آن شیوه ای است که از طریق دولت های ملی، جای خود را به سازمان های بین المللی می دهند، سیاست جهانی پدید می آید.

·         جهانی شدن فرهنگی مربوط است به جریان اطلاعات، نشانه ها و نمادها در سراسر جهان و اکنش هایی که این جریان بر می انگیزد.     

24 به تحلیل فرهنگی خود درباره نظریه پردازان فرهنگی مورد بحث اشاره کنید؟

·        برداشت کلی خود را درباره نظریه پردازان و نظریه های فرهنگی بنویسید.( نظر شخصی)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 مرداد 1389 10:55 ق.ظ