تبلیغات
مدیریت فرهنگی - پس از 40 سال دوری "منشور کوروش" به آغوش میهن بازگشت.
شالوده و زیر بنای گسترش هر كشور ، فرهنگ است

پس از 40 سال دوری "منشور کوروش" به آغوش میهن بازگشت.

دوشنبه 22 شهریور 1389 04:28 ب.ظ

نویسنده : سیدمهران ناظمیان
ارسال شده در: مناسبت ها ، حقوق ادبی-هنری / فرهنگی ،

 

مراسم رونمایی از منشور حقوق بشر کوروش صبح شنبه با حضور  رئیس موزه ملی بریتانیا، حمید بقایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی  و نمایندگانی از 2 کشور ایران و انگلستان  در موزه ملی ایران برگزار شد.

این لوح توسط جان کرتیس، مدیر بخش خاورمیانه موزه ملی بریتانیا به صورت پلمپ شده و با حفاظت ویژه به موزه ملی ایران تحویل و در خزانه آن قرار گرفت.

منشور کوروش بیش از 100 سال است در بخش ایران باستان موزه بریتانیا نگه‌داری می‌شود.

منشور حقوق بشر کوروش موسوم به استوانه کوروش استوانه‌ای سفالین است که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد به فرمان کوروش پادشاه بزرگ هخامنشی ساخته شد، این استوانه که جنس آن از گل رس است ۲۳ سانتیمتر طول و ۱۱ سانتیمتر عرض دارد و دور تا دور آن در حدود ۴۰ خط به زبان اکدی و به خط میخی بابلی نوشته شده‌است. بررسی‌ها نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح به دستور کوروش بزرگ پس از شکست " نبونید" (بخت‌النصر) و گشوده شدن شهر بابل نوشته شده‌ و پس از آن به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده‌است.

در حدود سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲) به هنگام کاوش‌های باستان‌شناسی در بابل در میان رودان (بین النهرین)، هرمز رسام، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانه سفالین منسوب به کوروش کبیر را یافت.

این لوح سفالین استوانه‌ای همان زمان به این کشور استعمارگر منتقل شد و تاکنون در بخش "ایران باستان" موزه بریتانیا نگه‌داری می‌شود.


ابتدا تصور می‌رفت نوشته‌های گرداگرد این استوانه گلی از فرمانروایان آشور و بابل باشد. اما بررسی‌های بیشتری که پس از گرته‌‌برداری و آوانویسی و ترجمه آن انجام شد، نشان داد که این "نبشته" در سال 538 پیش از میلاد به فرمان کورش بزرگ هخامنشی و هنگام ورود به شهر بابل نوشته شده است، نوشته‌ای که برگردان آن حیرت باستان‌شناسان را برانگیخت.

" آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند … مَردوک (خدای بابلی) دل‌های پاک مردم بابل را متوجه من کرد زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد … نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. من برای صلح کوشیدم. برده‌داری را برانداختم. به بد‌بختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم هیچ‌کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. خدای بزرگ از من خرسند شد … فرمان دادم … تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند...اهالی این محل‌ها را گرد آوردم و خانه‌های آنان را که خراب کرده بودند، از نو ساختم. صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم."

این سخنان پادشاه پیروز و فاتح شهر بابل از آن رو اهمیت دارد که بدانیم در کتیبه‌های بازمانده از دیگر پادشان بزرگ و قدرتمند گذشته همچون " آشور نصیرپال" (884 پ‌م.)، "سِـناخِـریب" (689 پ‌م)، " آشور بانیپال" (645 پ‌م.) پادشاهان آشور و "نبوکَد نَصَر دوم" پادشـاه بـابل (565 پ‌م.) چنان پیروزمندانه از غارت و جنایت بر علیه مردم سرزمین‌های مغلوب سخن رانده شده که مو بر تن هر جنبنده‌ای راست می‌کند.

پس از ترجمه و انتشار فرمان کوروش بزرگ شهرت این استوانه گلی و متن بشردوستانه حک شده بر آن با عناوین "منشور آزادی" و "نخستین منشور جهانی حقوق بشر" شهرتی عالمگیر یافت، اما منشور حقوق بشر کوروش تنها یک‌بار و در جریان جشنهای ۲۵۰۰ ساله ایران به‌رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد.

هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست
ما به فلک می رویم عزم تماشا کراست

ما به فلک بوده ایم یار ملک بوده ایم
باز همانجا رویم جمله که آن شهر ماست

خود ز فلک برتریم و ز ملک افزون تریم
زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست

خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان
کی کند اینجا مقام مرغ کزان بحر خاست

بلکه به دریا دریم جمله درو حاضریم
ورنه ز دریای دل موج پیاپی چراست

آمد موج الست کشتی قالب ببست
باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 22 شهریور 1389 09:00 ب.ظ